السيد حامد النقوي
112
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
تواند شد ؟ و عموم تشيع از اثنا عشريت در اطلاقات علماء ، امرى است نهايت واضح و مشهور ، و بغايت لايح و معروف ، كه بر ناظر كتب ملل و نحل و كتب عقائد كه در آن ذكر فرق مىنمايند مخفى نيست ، و ادنى متتبع و متفحص در اين باب ارتياب ندارد ، لكن فاضل رشيد ظاهرا ديده و دانسته خود را بر در تغافل زده ، نسبت تشيع را بامثال مأمون و هارون سبب طعن موهوم موهوم گردانيده . و علاوه بر تصريحات علماى اهل حق بعموم تشيع از اثنا عشريت ، كتب ائمه سنيه هم به آن ناطق است ، كتاب « ملل و نحل » شهرستانى ، و « عبر ابن خلدون » ، و « شرح مواقف » و امثال آن بدست بايد گرفتن و از اين استعجاب و استغراب بايد گذشتن . و دور تر چرا بايد رفت همين « تحفهء » شاهصاحب با على اصوات ندا مىنمايد بعموم تشيع از اثنا عشريت ، كه در باب اول داد فسانه خوانى در ذكر انشعاب فرق شيعه دادهاند پس اگر فاضل رشيد كتب ملل و نحل و كتب عقائد را به نظر بصيرت نديدند ، حيرت است كه آيا بمطالعه باب اول تحفه هم مشرف نگرديدند كه جابجا بسبب نسبت تشيع بمأمون و هارون و امثال او بر خود پيچيدند ، و آن را باعث نهايت طعن و تشنيع ، و سبب غايت سخريه و استهزاء فهميدند . و از اطراف طرائف آنست كه خود فاضل رشيد هم در شبهات خود بر حسام ، عموم شيعيت از اثنا عشريت ، در مقام حمايت مولوى عبدالعلى كه نسبت قول بعصمت ائمه اثنا عشر بجميع روافض كرده ، باهتمام ثابت مىنمايد ، و باز در همين جا بلكه در همان شبهات ، نسبت تشيع را بمأمون و هارون و امثالشان سبب طعن و تشنيع بليغ گمان مىبرد ، و داد زبان درازى