السيد حامد النقوي
110
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
فاضل رشيد در شبهات خود بر بعض مقامات « صوارم » نيز معروف بودن مأمون بتشيع از « تاريخ الخلفاء » سيوطى نقل كرده ، و تمسك به آن نموده ، و بنقد جانش خريده ، بلكه تصريح ابن كثير بتشيع مأمون نيز از صاحب « مجالس » در اين شبهات نقل كرده ، و عجب كه بعد اين افاده در شبهات خود بر بعض عبارات حسام ، و شبهات خود بر بعض مباحث ذو الفقار ، كه همراه همين شبهات خود بر بعض مقامات « صوارم » ظاهر كرده ، نسبت تشيع را بمأمون سبب نهايت طعن و تشنيع ، و باعث غايت تهجين و توهين مىگرداند ، تا آنكه اين نسبت را مثبت ناصبيت مىپندارد ، و نمى داند كه هر گاه ابن كثير نسبت تشيع بمأمون كرده باشد و حسب تصريح ملازمانشان علامه سيوطى ، كه مجدد دين سنيه در مائه تاسعه بوده ، معروف بودن مأمون بتشيع ثابت ساخته . پس اگر صاحب « مجالس » هم نسبت تشيع بمأمون براى الزام و افحام منكرين ، و اثبات حقيقت خلافت بلا فاصله جناب امير المؤمنين عليه السلام ، و افضليت آن حضرت بر زبان خلفاء متسننين نمايد ، چرا مورد طعن و تشنيع و استهزاء گردد ، و چگونه اين نسبت مثبت ناصبيت و عداوت گردد ، و گو استهزاء و تمسخر بر اين نسبت در « شوكت عمريه » و كتاب « ايضاح » بر غفلت و ذهول ، بسبب امتداد و طول زمان محمول مىتواند شد ، لكن در ادراك وجه طعن و تشنيع ، كه در شبهات خود بر حسام و ذو الفقار فرموده ، عقل متحير است ، كه با وصفى كه كل اين شبهات سهگانه اوراقى چند بيش نيست باز وقوع سرعت ذهول و غفول در آن محير عقول است . و سيد محمد بن عبدالرسول برزنجى ، كه از متعصبين متكلمين سنيه