السيد حامد النقوي

3

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

[ جلد سوم ] [ ادامه حديث غدير ( قسمت سند ) ] [ ادامه جواب مؤلف از كلمات مزيفه رازى ] عدم روايت واقدى حديث غدير را قادح آن نيست « اما تشبث فخر رازي بعدم روايت واقدى حديث غدير را پس غريب‌تر و عجيب‌تر است از تشبث بعدم روايت شيخين ، و فظاعت و شناعت اين تمسك بر متوقد خبير كه تتبع افادات اين حضرات نموده ظاهر و باهر است . كمال حيرت است كه هر گاه شيعيان بعض مطاعن اصحاب ثلثة كه خداى تعالى بر زبان واقدى ، كه تعصبش به آن مرتبه است كه حديث غدير را به آن شهرت و تواتر روايت نكرده جارى فرموده نقل مىكنند ، يا بعض روايات فضائل از او مىآرند ، حضرات متعصبين كه آب در ديده ندارند ، بقدح و جرح واقدى برميخيزند ، و خاك بىاعتبارى بر سر خود و او مىبيزند و در اينجا منصب محدثيت به او مىبخشند ، و او را هم پايهء بخارى و مسلم مىگيرند ، و صرف عدم روايت او را قادح و جارح مىگردانند ، العياذ باللّه من التعصب و اللداد » . قضيهء احراق البيت را طبرى و واقدى نقل كرده‌اند « علامه حلى طاب ثراه در ( نهج الحق و كشف الصدق ) در مطاعن