السيد حامد النقوي
311
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
است ( شعر ) : ( هان مگر لطف خدا پيش نهد گامى چند ) انتهى [ 1 ] . از اين عبارت واضح است كه فاضل معاصر بقطع و حتم ، و جزم و يقين ، و اذعان و ايقان ، حديث قرطاس را ، مثل حديث ردّت جميع أصحاب الّا شاذّى ، از اكاذيب فضيحه ، و مفتريات قبيحه مىداند ، و از ناقضين كلمات مشهدى نقل مىكند : كه ايشان از آمدى ردّ حديث قرطاس نقل كردهاند ، و بر آن هم اكتفاء نكرده ، براى مزيد تفضيح و تقبيح صحيحين ، از شيوخ محدثين نقل كردهاند : كه در صحيحين دويست و ده حديث ضعيف است ، و نيز تصريح كرده : كه حال حديث قرطاس نزد او در رنگ حديث فدك است ، يعنى مثل حديث فدك مجعول و مفترى و مكذوب و معيوب است . پس بعد اين همه تفضيح و تقبيح صحيحين ، چگونه عاقلى روايات ايشان را لائق اعتناء و اعتبار خواهد گردانيد ، چه جا كه بعدم ذكر ايشان قدح در ثبوت و تحقق حديثى خواهد كرد ، لكن حضرات را در هواى باطل ، اصلا تميز در غثّ و سمين ، و واهى و متين دست نمىدهد ، و بهر رطب و يابس كه مىخواهند و آن را نافع گمان مىبردند دست مىزنند . « مولوى حيدر على در منتهى الكلام احاديث بخارى را واجب القبول ندانسته » و نيز فاضل معاصر در « منتهى الكلام » بجواب الزام مخالفت حنفيّه با احاديث صحيح بخارى گفته است : مغلطهء اولى آنكه ملازمانش در ميان صحّت حديث صحيح بخارى ، و وجوب عمل بر آن ، بتقليد صاحب « نزهة » ملازمت فهميدهاند ، يعنى هر حديث
--> [ 1 ] ازالة الغين ص 399 .