السيد حامد النقوي

307

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

بهر حال تجويز محض هم كه بلفظ ( يحتمل ) ذكر كرده ، در اين مقام براى تخجيل رازى و اتباعش كافي و وافى است ، چه جا كه اولا حتما و جزما اين روايت را حرفى از كتاب روايات شيعه گردانيده ، كذب و وضع و بطلان آن حتما و قطعنا ظاهر ساخته . و نيز در عبارت سابقه ، كه در آن عبارت ابن اثير نقل كرده مكذوب و مجعول بودن حديث فدك ظاهر ساخته . و نيز در ( ازالة الغين ) بعد فاصله از اين عبارت گفته : اهل انصاف اندك انصاف نمايند كه غضب آن محفوظه ، و هجران ما دام الحيوة از ابو بكر صديق امّت محمدى ، كه از وجوه اصحاب رسالت‌مآب بود ( چنان كه والد مخاطب در مجلّد امامت ( عماد الاسلام ) از اكابر خويش نقل مىكند ) و دغلى در اسلام نداشت ، و انواع فضائل از وى صدور يافت ( چنان كه از تفسير ( مجمع البيان ) و ( منهج الصادقين ) و ( خلاصة المنهج ) معلوم توانكرد ) با وجود حقّية خلافتش مىتواند شد ؟ و با وصف اينكه نماز جنازه وظيفهء سلطان و خليفه بود ، چنان كه علماى شيعه اعتراف بورود روايات در اين خصوص دارند . كما يظهر من الكتاب المسمى بهداية الامة الى أحكام الائمة . عدم اعلام و ايذان ابو بكر براى نماز جنازه ، و وقت شب دفن نمودن آن جناب ، با وجود علم بحقّيّة صدّيق ، از مثل نفس رسول مقبول ممكن است ( لا و اللَّه ثم لا و اللَّه ) . پس معلوم شد كه هر چند اين روايت در صحيح بخارى باشد ، مگر چون مخالف روايات و درايات است ، اعتمادى بر آن نمىتوان كرد ، آيا عاقلى ديندار