السيد حامد النقوي
274
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
و ادعاى الزام اهل سنّت چگونه صادق آيد انتهى [ 1 ] . از اين عبارت ظاهر است كه اين فاضل نحرير تصريح بتصريح بخارى و مسلم به اينكه احاديث صحيحه را در جمع و تأليفشان محصور نبايد فهميد نقل مىكند ، و بر زعم عدم تحصيل چشمك مىزند و طعن مىكند ، و تخليص گلوى حنفيّه در مخالفتشان با احاديث صحيحين به اين تصريح مىخواهد . پس اين فاضل و اتباع او امام رازى را كه از تحصيل اين تصريح شيخين بسبب قصور باع و نقصان استقراء بىبهره مانده بالاولى مورد مزيد طعن و ملام خواهند گردانيد ، و تشبث او را بعدم ذكر شيخين حديث غدير را بمراحل قاصيه از دعوى انصاف و فضيلت و ادّعاى الزام اهل حق خواهند دانست ( و للّه الحمد حمدا جميلا ) . و نيز در ( منتهى الكلام ) گفته : و به حمد اللَّه كه از غايت انصاف مؤلفين صحيحين بنصّ قطعى تصريح كردهاند كه احاديث صحيحه را در جمع و تلفيق ما محصور نبايد پنداشت ، بلكه احاديث صحيحهء دگر بسيار است كه قصد ايراد آن نكردهايم الخ [ 2 ] . اين عبارت هم بآواز بلند ندا مىكند به آنكه حسب نصّ قطعى و تصريح بخارى و مسلم ثابت است كه احاديث صحيحه را در جمع و تلفيقشان محصور نبايد پنداشت ، بلكه احاديث صحيحهء دگر بسيار است كه ايشان قصد ايراد آن نكردهاند . پس تشبّث رازى بعدم ايرادشان عين غفلت يا تغافل ، و محض بىخبرى و تساهل است .
--> [ 1 ] منتهى الكلام ص 8 ط لكهنو . [ 2 ] منتهى الكلام ص 27 .