السيد حامد النقوي
208
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
بود ، و تردّد نمىكرد بسوى كسى از امراء و ملوك و غير ايشان ، و اظهار مىكرد هر چيزى را كه انعام مىكرد حق تعالى از علوم و اخلاق ، و كتمان نمىكرد مگر چيزى را كه مأمور بكتمان آن مىشد ، و عمل مىكرد در اين باب بقول حق تعالى ( وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ ) [ 1 ] . و از سيوطى نقل كرده كه او مىگفت : كه اخذ كردم از ششصد نفر كه نظم كردهام آنها را در ارجوزهء و آنان چهار طبقهاند . و نيز از سيوطى نقل كرده كه او گفته : منقطع شده بود املاء حديث بديار مصريّه بعد از حافظ ابن حجر تا بيست سال ، پس ابتداء كردم در املاء حديث در مستهلّ سنة اثنتين و سبعين و ثمانمائة در جامع ابن طولون . و نيز از سيوطى نقل كرده كه او گفته : كه بتحقيق كه عطا فرموده مرا حق تعالى تبحّر در هفت علم : تفسير ، و حديث ، و فقه ، و نحو ، و معانى ، و بيان ، و بديع بر طريقهء عرب و بلغاء ، نه بر طريقهء متأخرين از عجم و اهل فلسفه . و نيز از سيوطى آورده كه او گفته : كه بتحقيق رسيدم مقام كمال را در جميع آلات اجتهاد مطلق منتسب . و نيز از سيوطى نقل كرده : كه او گفته : كه من دو لك حديث ياد دارم ، و اگر مىيافتم زياده را هر آينه حفظ آن مىكردم . و نيز از ( لواقح ) ظاهر است كه سيوطى اعلم اهل زمان بود بفقه و حديث و فنون آن ، و حافظ متقن بود ، و مىشناخت غريب الفاظ حديث ، و استنباط احكام را . و نيز در آن مذكور است كه بياض گذاشته بود ابن حجر براى چند احاديث كه نمىشناخت كه كدام كس تخريج آن كرده ، و بيان نكرده بود مراتب آن
--> [ 1 ] الضحى : 11 .