السيد حامد النقوي

119

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

است كه اين حضرات از اساطين دين ، و ائمّه منقدين ، و مشايخ مقبولين ، و اسلاف معظّمين‌اند . چهارم آنكه از افادهء سبكى هويدا است كه ابن عقده مثل ديگر حضرات مذكورين از مهرهء فن حديث ، و حذّاق اين علم شريف است . پس حيرت است كه چنين ماهر فن را كه سبكى بر ذكر او مثل ديگر ائمّه و اساطين خود مىنازد ، كابلى و شاهصاحب چندان رسوا مىسازند كه نقل را از او عين مكيدت و اضلال ، و تخديع جهّال مىانگارند . و العياذ باللّه المتعال من مثل هذه التلبيسات التى تنهد منها الجبال . پنجم آنكه از آن ظاهر است كه ابن عقده مثل ديگر حضرات مذكورين بالاتر است از بسيارى از ائمّه سنيّه كه سبكى اغفال ذكرشان كرده ، و مىبايد كه آدمى بذكر ابن عقده و ديگران تنبّه بر ديگران حاصل سازد . عجب كه شاهصاحب بيچاره ابن عقده را با اين همه جلالت و عظمت بروافض مىنوازند ، و بجرگهء كسانى كه معاذ اللَّه بزعمشان و زعم اسلافشان كفار و ملحدين و مستأصلين دين مىبينند مىاندازند . ( فيا للعجب كل العجب بين الجمادي و رجب ) . ششم آنكه از اين عبارت در كمال وضوح و ظهور لايح و واضح است كه ابن عقده در صفت جميلهء حفظ شريعت ، و مديحت جليلهء مهارت در فنّ حديث مشاركت با خلفاء راشدين ، و اكابر صحابهء مكرمين داشته ، و علم مساهمتشان و لو بعد عدّه طبقات بر افراخته . پس قدح و جرح ابن عقده و تكفير و تضليل و تفضيح او در حقيقت اسائه ادب حضرت عتيق ، و ابن خطاب ، و كثير الحياء ، و زبير ، و طلحة ، و سعد ، و