صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

74

شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى )

تعلق به كلى خارج شد ؛ و از آن جايى كه عالم ماده ، دار حركت است و بنا بر حركت جوهرى هيچ امر ثابت ، در عالم ماده تحقّق ندارد ، بدن محشور در يوم نشور چه بدنى خواهد بود ؟ فرض آن است كه روح موجب تشخص و هذيّت بدن ، علاقهء خود را از بدن قطع نموده است ، لذا بدن ، متلاشى شده است . و ذرات متفرق در عالم ماده نيز - به واسطهء تلبّس به صور ديگر و عدم جواز تعطيل در وجود و سكون ماده - معدوم شده است . اگر بگوييم : ملاك تشخص انسان ، نفس ناطقهء اوست . و بدن ، در آن به نحو ابهام و لا بشرطيّت اخذ مىشود ، كافى است كه ذراتى از عالم ماده ، جمع شود و بدن قرار گيرد و نفس به آن متعلق شود ، اين امر - علاوه بر لزوم محذور تناسخ و تعلق دو نفس به بدن واحد و از همه بالاتر رجوع نفس از مقام فعليت به قوه به خصوص بنابر حركت جوهرى و عدم جواز تعلق نفس مجرد تام كلى بر بدن مادى - چه مرجّحى موجب لزوم تعلق نفس مجرد امرى است بر بدن بيگانه و جدا از وجود نفس و مباين [ 1 ] با اصل وجود نفس چه فرض آن است كه بدن مفروض ، بوجه من الوجوه بدن واقعى اين نفس متعلق نيست مثل اين است كه بگوييم : بدن متعلّق نفس در قيامت لازم نيست اصولا بدن انسان باشد ، مثلا بدن گاو يا حمارى هم بود اشكال ندارد [ 2 ] ، چون اگر بدن خودش نباشد چه فرق است بين ابدان ديگر از جهت تعلق نفس به آن . * * *