صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
60
شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى )
- چه جواهر و ذوات اشيا و چه صفات قائم به ذوات اين اشيا - مبتنى دانستهاند ، به آيات قرآنى استدلال نمودهاند . اين جماعت ، روح را - همانطورى كه نقل شد - ، مادى مىدانند . و به دوام و ابديت نفس انسانى ، قايل نمىباشند . و مكلف به تكاليف شرعى و مخاطب به خطابات الهى را همين هيكل محسوس مادى قابل فساد و زوال دانستهاند . و ندانستهاند كه انكار روح و نفس مجرد ، با اعتقاد به حشر و نشر سازش ندارد . و نيز نتوانستهاند در كتاب و سنّت درست تعمّق نمايند . و عدم استعداد و فقدان لياقت ذاتى آنها ، مانع شده است كه بفهمند بناى شرايع الهى و اديان سماوى به خصوص شريعت اسلامى به بقاى انسان بعد از موت و تباين نشئهء آخرت با عالم دنيا از جهات متعدد كه در كتاب و سنّت مسطور است استوار است . قايلان به جواز اعدام حقايق جسمانى با جواهر و اعراض قائم به آن جواهر كه از آن به اعدام بالأسر تعبير نمودهاند ، به وجوهى تمسّك جستهاند . مثل آيهء شريفهء ( كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ ) [ 1 ] و ( كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ . . . ) [ 2 ] ، مراد از هلاك و فنا ، تفرق اجزا و خروج از انتفاع نمىباشد ، چون « كل شىء » عام است و شامل مؤلّف و اجزا ، بعد از تفرق اجزا اگر چه خروج از انتفاع بر مؤلف صادق است ، ليكن بر اجزاى متفرقه صدق نمىنمايد ، براى آن كه اجزا قابليت تأليف و صلاحيت تركيب را واجدند . و از اين اجزاى متفرقه بر وجود صانع و مبدأ عالم از جهت حدوث مىتوان استدلال نمود ، پس عموم كل شىء هالك صادق نمىباشد ؛ چون اجزا موجودند و قابل انتفاع ؛ بنابراين ، هالك بايد به معنى معدوم باشد . به اين آيه ( هُوَ الَّذِي يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ) [ 3 ] نيز استدلال نمودهاند به اين وجه كه