صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

469

شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى )

في الخارج ، فوجودها في الذهن ، فمحلّها إمّا أن يكون جسما أو لا يكون ، و الأوّل محال و إلّا لكان له كمّ معيّن و وضع معين بتبعية محلّه و حينئذ يخرج عن كونه مجردا و هو محال ، فإذن محلّ تلك الصور ليس جسما فهو إذن جوهر مجرد . . . » . در اين مقام اشكالى وارد مىشود كه در مباحث وجود ذهنى اسفار و حواشى صاحب اسفار بر كتاب شفا و كتاب شوارق الإلهام تأليف تلميذ جليل ملا صدرا و ديگر آثار فلسفى ذكر شده است . اين مناقشه را هم بر نفى وجود كليات و اين كه صور كلى چون به نفس جزئى قيام دارند جزئى و خود داخل مقوله كيف مىباشند و نيز بر نفى تجرد صور كليه وارد نموده‌اند كه اين در واقع صور جزئيه و به نفس جزئى قائم هستند و به اين اعتبار نمىشود معناى صرف و محض و از ماده مجرد باشند ، به همين لحاظ گفته شده است كه صور معقوله كه به كليت اتصاف دارند يا وجود خارجى دارند يا ندارند بنابر عدم تحقق خارجى اين صور ، صحبت از اين كه اين صور چون معناى صرفه‌اند ، بايد قائم به محل مجرد از ماده باشند ، معنا ندارد . اگر داراى وجود خارجى هستند از آن جايى كه هر موجود خارجى داراى تشخص خاص است ، ناچار صورتى است خاص داخل مقوله‌اى از مقولات كليه قائم به نفس ، انسان شخصى خاص به اعتبار چنين وجودى ديگر قابل صدق بر متكثرات نمىباشد . بنابراين ، چنين صورتى ، به وجود خاص انسانى كه داخل مقوله جوهر است قائم است . بنابراين كه چنين صورتى بر افراد كثيره صدق نمايد به اين نحو كه هر فردى از افراد انسانى در ذهن حاصل شود ، اثر آن به حسب وجود علمى و تأثير آن در نفس انسانى عين اثرى است كه بر اين صورت مترتب مىشود . بنابراين ، چنين صورت مشابه با صور جزئيه انسانى حالّ در نفس چه اشكالى دارد كه در محل جسمانى حاصل شود ، به اين معنا كه در قوهء دماغى ( سلول‌هاى عصبى مغزى ) از مشاهدهء انسان معين