صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
442
شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى )
پيدا مىنمايد ، از مقدار محل انطباع به مراتب بزرگتر است و صورت جسم در خارج به هر نحوى كه متكيف شود و هر جسم شفافى كه وسيلهء انطباع و واسطهء رؤيت شود ، صورت ، بعد از ورود به اعصاب مغزى ، باقى و به خارج ، انطباق پيدا مىنمايد و يا صورتى را كه قوه ، انشا مىنمايد ، به وجودى به مراتب بزرگتر از محل انفعالات و تأثراتى كه واسطه از براى ادراكند ادراك مىشود و شهود و رؤيت باطنى اين صور و اشباح ، همان علم به اشباح و اجسام است . علم فقط مىتواند از تأثر قوا و حصول فعل و انفعالاتى در مواضع قواى دماغى و وجود امورى منتزع يا متأثر از خارج و فعل و انفعالاتى طبيعى در قواى باطنى بدون انطباق آن با امور خارجى ( در برخى از احيان و مواقع ) خبر دهد ، ولى از نحوهء وجود و بزرگى و كوچكى صور و اشباح و اين كه آيا در موطنى غير از مواضع دماغى و مشهدى غير محل سلولهاى مغزى صور و اشباح و معانى و مفاهيم به وجودى عالىتر از عالم ماده و صورتى باقى و دائمى در عرصهء باطن وجود انسان و غيب وجود نفس ، وجود دارد ، از اظهار نظر در اين مطلب عذر مىخواهد و يا بايد عذر بخواهد ، چون اين ، حق فلسفه است كه بگويد موجود بر دو قسم است وجودى زايل و داثر و سيّال و فانى و متغير و متحرك و متكيف به كيفيات جسمانى و مادى و وجودى مجرد و دائمى و باقى و غير محسوس و غير ملموس و واقع در جهتى و عالمى غير از جهات مربوط به عالم ماده و داراى اوضاعى غير از اوضاع مادى و جسمانى مىشود يعنى ممكن است كه جسمى با دارا بودن جميع جهات مقوم حقيقت جسميت ، بدون اتّكا به ماده و مقدار جسمى و آنچه كه قابل ادراك است موجود باشد ، همين صورت شبحى معلّق و متعلق به نفس و قائم به آن به قيام صدورى نه حلولى و آنچه كه هرگز با حفظ وجود خاص خود ، متعلق ادراك و علم واقع نشود ، همان وجود صور و اجسام حالّ در ماده و صور آميخته با جهت قوه و استعداد و موصوف به