صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
327
شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى )
حاصل در مجردات و عقول طولى است كه مبدأ حصول جهات متكثر جهت افاضه و مبدئيت براى حصول كثرت در عوالم نازل مىباشد ، حصول اين آثار و وجود اين استخلاف ، به ارتباط ذاتى نفس با بدن مرتبط است لذا حصول آن تبعى است و از قصد و شعور و اختيار ناشى نمىباشد ) بل هو أمر طبيعي تكويني . فإذا البدن بعد مفارقة نفسه عنه ممتاز في الواقع عن سائر الأبدان ، و كذا عناصره عن عناصرها بهذا الاستخلاف ايشان معتقدند كه مناسبات حاصل از نفوس در ابدان آن چنان قوى و پابرجاست كه بعد از مفارقت نفس از بدن و ترك تعلق تدبيرى ، اين مناسبات باقى مىماند ، لذا هم مجموع بدن از ديگر ابدان ممتاز است ، هم اجزاى اصلى و عناصر بدن . چون ترسيدهاند كه مبادا كسى بگويد اين مناسبت ، به مجموع مركب قائم است و بعد از موت ، اجزا متفرق مىشوند ، لذا گفت اين مناسبات ، در عناصر هم تأثير مىگذارد ، مثلا اگر بدنى را بعد از موت ، تجزيه نمايند ، رطوبت حاصل از تجزيه ، حامل ودايع و آثارى است كه در زمان تعلق نفس ، موجود شده است ، در حالتى كه به فرض علاقهء تدبيرى سبب حصول مناسبات بين نفس و بدن و تعلق ذاتى بين نفس و بدن سبب حصول ودايع و آثار در بدن شود ، اين امر بديهى است كه اصلا نفس ، از ناحيهء تكامل بدن حاصل شده است . و علاقه ذاتى ، معلول و از امتزاج و تركيب عناصر و حصول درجات معدنى و نباتى و حيوانى بعد از حصول تركيبات متأخر است تا آن كه استعداد فيضان نفس يا تكامل ماده براى الحاق صورت به مجردات امرى ، وجود پيدا نمايد و بدن تام ، مادهء نفس و مادهء بدنى تام الوجود به اعتبار اتحاد با نفس كه اين اتحاد و اين مبدئيت اثر و اين استخلاف ، همه و همه مترتب است بر وجود بدن تام الاعضاء و مركب تام الوجود كه صلاحيت مظهريت افاعيل نفس را واجد باشد و روى قوانين حركت در طبايع ماده و صورت ثابت وجود ندارد و به مجرد عروض موت ، بدن مىميرد و بعد از تفاسد ، ودايع عرضى قائم به مواد متشكله مثل اصل صور و مواد ، زايل مىشود و