صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
189
شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى )
قائلان به حركت جوهر و از معتقدان به حدوث زمانى عالم وجود و معتقد به سيلان و تقلب و انقلاب ذاتى در مواد عالم ماده است . و قهرا بايد به حدوث ابدان و نفوس به حسب حاق وجود خارجى معتقد باشد . و ديگر آن كه افلاطون براى حقايق انواع عالم ماده و زمان ، حقيقت ملكوتى و اصلى قائل است . و اين حقايق را رقايق و اطوار و ظهورات ملكوت و بالأخره انسان مادى دنيوى را عرض و صورت و ظاهر دانسته و انسان حقيقى نزد او انسان ملكوتى است . و مراد وى از قدم نفوس ، قدم ارواح يعنى كينونت عقلانى و ملكوتى و دهرى نفوس است نه وجود دنيوى و مادى انسان ، مگر امكان دارد حكيمى بزرگ مثل افلاطون به قدم نفوس جزئى انسان معتقد شود و حقيقت عقلى صرف را معرض حالات و اطوار متجدد زمانى و مكانى و محل صور مقدارى و مورد حركات و متحركات قرار دهد ، در حالى كه اصل و پايهء اين قول به تردد و انتقال از بدن به بدنى ديگر مبتنى و بر اعتقاد به تناسخ ارواح استوار است . و نشانهاى از اعتقاد وى به تناسخ ملكوتى و تجسم نفوس به صور نيات و اعمال ، در كلماتش ديده مىشود . و به فرض آن كه افلاطون به اين قول معتقد باشد ، دليل بر صحت آن نخواهد بود . و در كلمات و آثار قدماى از محققان حكما مطالبى كه از اغلاط بديهى است ، كم نيست از جمله همين مطلب كه جمعى معتقد به قدم نفسند . و قدم و ازليت نفس به اعتبار وجود نفسى ، بدون تصرف در بدن و صرف صلوح از براى تعلق به بدن در مرتبهء بعد از وجود نفسى با تعطيل نفس ملازم است ، چه آن كه اضافه به بدن و تعلق تدبيرى نسبت به جسم و مبدأ تحصّل بودن از براى مادهء حيوانى و اتحاد آن با بدن و قواى بدنى ، ذاتى و داخل در نحوهء وجود نفس و انسلاخ آن از بدن با تعطيل در وجود آن ملازم است و عدم فرق بين آن و بين عقل و انسلاخ نفس از جهت اضافه به بدن به اعتبار وجود نفسى ، محال است ، مگر آن كه بعد از تكامل و نيل به غايات وجودى خود با عقل متحد و به اعتبار وقوع آن در صراط استكمالات جوهرى و تخلص از عالم ماده و رسيدن به غايت اصلى خود از بدن خلاص شود