صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

177

شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى )

متعدد و مختلف و قبول ظهور حركات متفنن و استعداد عجيب آن ، جهت مظهريت نسبت به اظهار يا قبول ادراكات متعدد در باطن ذات ، شرط حدوث نفس ناطقه است ، از اين جهت كه صورت يا مبدأ تماميت صورت است نسبت به بدن به اين معنا كه براى مبدئيت جهت افاعيل انسانى و عليت براى تحصل و تعيّن ماده ، به بدن تعلق گرفته است . و ماده و بالاخره معناى حيوان جنسى را داخل يكى از انواع متحصّل نموده است . و بدن ، با شرايط مخصوص ، شرط اصل وجود تجردى نفس نمىباشد تا آن كه همان طورى كه در حدوث ، شرط وجود نفس است ، در امكان فساد نيز شرط انعدام نفس باشد . اين ، مسلم است كه نفس ، جهتى غير تعلق به بدن ندارد ، به اين معنا كه نحوهء وجود آن ، وجود نفسى و وجود نفس بما هو نفس ، با عقل ، همين فرق را دارد كه جهت تعلق به بدن ، ذاتى و نحوهء وجود نفس است . و عقل ، به حسب صريح وجود ، به بدن ، اضافه ندارد و نسبت آن به كافّهء ابدان ، متساوى است . و اگر نفس ناطقه به حسب اصل وجود تجردى ، از بدن جدا باشد ، به اين معنا كه اصل وجود نفس در مقام حدوث و قبول وجود از علت ، احتياج به مرجح نداشته باشد و در اصل وجود ، مثل ساير عقول به بدن مضاف نباشد ، در حالتى كه تعلق به بدن و اضافه به قواى بدنى ، نحوهء وجود نفس و از اين جهت حادث است و گرنه بايد شىء مجرد تام الوجود و موجود معرّا از ماده و لوازم آن ، در سلك موجودات حادث قرار گيرد و تكثر فردى را بدون حلول در ماده قبول نمايد ، در حالتى كه موجود بسيط و بالجمله هر بسيط الحقيقة قديم زمانى است ، به همين ملاحظه ، جواب آخوند ملا صدرا هم از مناقشات خالى نمىباشد . صدر المتألهين خيلى سعى فرموده است كه از التزام به اين كلام خواجه كه فرمود : « فإذن البدن مع هيئة . . . شرط في حدوث النفس من حيث هي صورة . . . لا من حيث هي موجود مجرد . . . » فرار نمايد ، چون لازمهء اين كلام آن است كه تعلق به بدن نسبت به اصل وجود تجردى نفس ، آن هم تجرد تام و تمام ، از سوانح