مجموعة مؤلفين
مقدمة 16
شرح المصطلحات الكلامية
نزد متقدّمين ، مباحث أسماء وصفات خداوند تشكيل مىداده است . كتابهاى « الأسماء والصفّات » فخر رازي و « الاعتقاد والهداية » أبو بكر بيهقى و . . . گواه اين امر است [ 6 ] . 2 - الفقه الأكبر ، از اينرو كه علم كلام در احكام اصلى اعتقادي بحث مىكند وعلم فقه در احكام فرعى عملي . گفته مىشود كه زمان اين نام به قرن دوم هجرى وزمان حيات أبو حنيفة برمىگردد [ 7 ] . 3 - علم الكلام ، از اين جهت كه مباحث آن در گذشته با عبارت « الكلام في كذا » عنوان مىشده است [ 8 ] . يا دين جهت كه مباحث آن توانايى در مناظره وگفتگو را موجب مىشود [ 9 ] . يا از اين باب كه مباحث آن در اعتقادات قلبي اثر مىگذارد وبر دل مىنشيند [ 10 ] . وشايد هم مهمترين دليل اين نام گذارى اين باشد كه يكى از مسايل عمدهء اين علم كه ماجراهايى در تاريخ آفريده ورنگ سياسي به خود گرفته است بحث كلام اللّه است [ 11 ] . أساس مسائل كلام علم كلام در حقيقت دو قسم جداگانه دارد كه مقاصد هر يك با ديگرى مغاير است : قسم أول موضوعاتى است كه از مشاجرات فرق اسلامى پيدا شده [ 12 ] ، مانند : 1 - ألفاظ قرآن ، واينكه مثلا « رؤيت » و « عرش » و « يد » و « وجه » ى كه به خدا نسبت داده شده به معنى حقيقي است يا مجازى ؟ فرقههاى « ظاهريه » ، « اثريه » ، « مجسّمه » ، « مشبّهه » ، « معتزله » وأهل « توحيد » و « عدل » هر يك طرفدار يكى از اين دو نظريّهاند [ 13 ] . 2 - افعال انسان تحت اختيار خود اوست يا مخلوق خداوند است ؟ فرقههاى « جبريه » ، « قدريه » ، « مفوّضه » و « عدليه » بر أساس چنين اختلاف نظري پديد آمدهاند [ 14 ] . 3 - آيا عمل جزء ايمان است يا نه ؟ فرقههاى « مرجئه » ، « أشاعره » ، « معتزله » و « خوارج » در اين مورد اختلاف نظر عمده دارند [ 15 ] . 4 - قلمرو عقل در مسائل شرعي تا كجا است ؟ فرقههاى محدّثين وأهل اثر وأهل نظر واشاعره ومعتزله در اين مورد رو در روى يكديگر