المحقق الدواني / ملا اسماعيل خواجوئي

54

سبع رسائل

نگارنده همواره در مقام تفحص وتجسس بود كه نمىتواند اين شخص أستاذ دوانى باشد ، چه در مقدمه رسالهء أنموذج العلوم دوانى يكايك اساتيد خود را با ذكر اساتيد آنان نام برده ودر ميان آنها كسى به نام قطب محيى نيامده جز يك نفر به نام محيي الدين محمد كوشكبارى انصارى بدون عنوان قطب « 1 » واز ظاهر عبارت وى نيز چنين استفاده مىشود كه هيچ يك از اساتيد وى در موقع نوشتن آن مقدمه در قيد حيات نبوده‌اند در صورتي كه در كل منابع وتذكره‌ها صحبت از معاصر بودن وهم زماني قطب ودوانى است چه آمده قطب محيى در أواخر قرن نهم مىزيسته وأوايل قرن دهم را نيز ديده ، ديگر مطلب آنكه اساتيدى كه از محيي الدين ياد شده مثل شهاب الدين أحمد بن علي بن حجر عسقلانى ( م 852 ) وحاج عفيف الدين إبراهيم بن محمد خنجى ( م 835 ويا 836 ) از نظر تاريخي نمىتوان پذيرفت كه از اساتيد قطب محيى باشند واين انديشه در خاطرم قبل از سال 1370 شمسي همى بود تا اين أواخر كه تصويرى از كتاب مرآة الأدوار ومرقاة الأخبار از مصلح الدين محمد لأرى به دستم رسيد واز اتفاق به ترجمه وى برخوردم كه چنين ياد شده : قطب الدين محمد كوشكنارى ولد مولانا محيي الدين كوشكنارى است كه أستاذ دوانى بوده واز كبار تلامذهء علامه جرجانى ، در عنفوان شباب در جميع فنون بر اقران رايت تفوق افراشته بود وبر صفحه روزگار نقوش اعلميت نگاشته ، بعد از والد بزرگوار در مدرسهء دار الأيتام به افاده اهتمام مىورزيد ، وعلامه دوانى اگر چه داعيهء آن منصب داشت ، به هم نرسيد ناگاه از مهبّ نفحات جذبات الهى نفخه‌اى وزيد ووى را به جاى ديگر كشيده به آب انابت ورق بشست وسر آن نفحه را مىجست ، در دامن كوهى در قصبهء « جهرم » كه آن را « خرقان » گويند منزل ساخت هر كه را داعيهء سلوك غالب گشتى از أوطان وخلّان گذشتى وآنجا طرح أقامت انداختى وبه قناعت ساختى ، وبعد از وى ولدش مولانا نظام الدين محمود در مقام ارشاد بود وپيوسته بيان معارف مىنمود در سنه 946 بر وفق حفّت الجنّة بالمكاره به اشدّ آلام به شهادت رسيد .

--> ( 1 ) . در رسالهء شرح الزوراء نيز نام وى آمده بدون عنوان قطب به اين عبارت : كما سمعت من استادى العالم العامل محيى الملّة والدين محمد الملقب بالكوشكبارى رحمه اللّه .