المحقق الدواني / ملا اسماعيل خواجوئي

18

سبع رسائل

كه زيستن در اين دنيا بدون دوست زيستن نيست وديگر سراى را نيز بدون دوست لذتى نيست بدتر از همهء اين مصائب ، تهديستى ونياز پس از رفاه وناز ونعمت ، وتهى شدن شهرها وبلاد از سكنه وشهروندان مخصوصا آزاد مردان بلند همت دستگير ، كه در انديشه ديگران‌اند . اينها همه وهمه مرا بر آن داشت كه به انزوا ودورى از مردم روى آورم ودفتر وأوراق بشويم كه ديگر نه مرا رغبت به كتاب ومطالعه ونه توان تفكر وانديشيدن مىبود ، پس اگر لغزش وخطايى در آن ديده شود عذر مرا بپذيرند ، وبزرگوارانه وصميمانه مرا به اصلاح وتصحيح آن مأمور فرمايند واز آن ستودگانى باشند كه چون با سخنى بيهوده ويا ناهنجار برخورد نمايند از آن كريمانه در گذرند ، با وجود اين من به ناتوانى خود در پرواز درون فضاى گسترده دانش فلسفه گويا ومعترفم ، كه در مطالب ومباحث عاليه آن ، أكابر وأعاظم فلسفه حيران ويا داراى آراء ونظريات مختلف‌اند ، اگر خداوند مرا مهلت عنايت فرمايد ومقدّر با آرزو همراه گردد وأوضاع وأحوال سامان يابد وفراغتى حاصل آيد شرحي بر كتاب اشراق تأليف نمايم كه چشم‌ها به آن روشن گردد . ودر شرح عقايد عضدي كه از تأليف آن به سال 905 در جزيرهء هرمز ( جرون ) فراغت يافته وآخرين اثر اوست در ضمن كتاب آورده : وإلى اللّه المشتكى من زمان انطمس فيه معالم العلم والفضل وعمر فيه مرابط الجهل وتصدّى لرياسة أهل العلم والتمييز بينهم وبين غيرهم من عرى عن العلم والتمييز متوسّلا في ذلك بالحوم حول الظلمة والانخراط في سلك أعوانهم وخدّامهم والسّعاية الباطلة سعيا لتحصيل مرامهم خذلهم اللّه تعالى ودمّرهم تدميرا وأوصلهم قريبا إلى جهنّم وساءت مصيرا داستان وگلايه به پيشگاه خدا مىبرم ، از اين زمان كه پرچم علم وفضيلت سرنگون گشته ومراكز جهل وپرورش وحمايت از نابخردان معمور وآباد است ، عصري است كه زعامت ورهبرى دانشمندان وشناخت آنان بر عهدهء كسى است كه خود از فضيلت دانش بىبهره ومحروم است ، وارزشها منحصرا در نزديك شدن به ستمگران وملازمت آنان و