عبد الرحمن جامي

مقدمة 57

الدرة الفاخرة في تحقيق مذهب الصوفية والمتكلمين والحكماء المتقدمين

بودن را - از ميان برمىدارد ويك حقيقت كه همان ذات واجب باشد به اعتبار اينكه ذات خود را بذاته تعقل مىكند هم عالم است وهم معلوم وبه اعتبار اينكه بذاته تعقل ذات كرده نه بصورت زائد ، علم است . حاصل كلام آنكه يك حقيقت است وبه اعتبارات متعدد مىشود . مؤلف بر اين گفته نيز اعتراضاتى وارد كرده وآنگاه آنها را مردود دانسته وهمين نظريه را تأييد مىكند . آنگاه دربارهء علم واجب به ذات خود وبه جزئيات بتقرير ديگر سخن مىگويد بدين عبارت : واجب تعالى به جهت اطلاق ذاتي با همه موجودات معيّت ذاتي دارد وحضور وى با أشياء علم وى بدانها است وبه همين جا بحث در باب علم را پايان مىبرد وبه بررسى صفت اراده مىپردازد . أو مىگويد : كه : حكماء ومتكلمان هر دو در اثبات اراده براي بارى تعالى اتفاق دارند ولى در خصوص معناى آن اختلاف بسيار است . متكلمان بر اين عقيده‌اند كه اراده صفتي قديم وزائد بر ذات است چنانكه در ساير صفات حقيقية . ولى حكماء گويند : اراده همان علم به نظام أكمل است كه آن را عنايت نامند . خلاصه آنكه متكلمان گويند ارادهء صفت مستقلى است كه بر اثر علم وقدرت حاصل مىشود وخود مستقل است ، ولى حكما مىگويند تنها ذات إلهي است وعلم وى كه عين ذات وى است وذات وعلم را در ايجاد موجودات كافى مىدانند بدين معنى كه علم بارى تعالى عين قدرت واراده أو است وخود علم هم عين ذات است وهمين است معنى اتحاد صفات با ذات . اما محققان صوفيه معتقدند كه خداوند را اراده‌اى زائد بر ذات است ولى اين زيادت بحسب تعقل است نه زيادت خارجي چنانكه در ساير صفات حقيقي نيز همين نظر را دارند . بنابراين صوفيه با متكلمان از اين جهت كه اراده را صفتي خارجي زائد بر ذات مىدانند مخالفت دارند وبا حكماء از اين جهت كه أصولا اراده را نفى مىكنند مخالف هستند . در مسأله قدرت نيز بايد گفت كه همهء أرباب ملل معتقدند كه بارى تعالى قادر است يعنى مىتواند عالم را ايجاد كرده يا ايجاد نكند وهيچ يك از ايجاد وعدم آن بر وى لازم نيست به طورى كه انفكاك از ذات ممتنع باشد . امّا حكما گويند ايجاد عالم بر وجه نظام اكملى كه بوجود آمده از لوازم ذات بارى تعالى است وانفكاك آن از ذات محال است واين را كمال تام مىدانند وقدرت به معناى توانائى بر ترك وانجام يك