عبد الرحمن جامي
مقدمة 39
الدرة الفاخرة في تحقيق مذهب الصوفية والمتكلمين والحكماء المتقدمين
دگرگونى عقائد ديني كه بر اثر آن تغييرات شگرف در تمام مؤسسات اجتماعي وحكومتى وتربيتى بوجود آمده بىشك يك بينش تازه وكاملا جديدى به اين أقوام مختلف داده كه فرهنگ جديدى بوجود آورده است وتمام آن ملل بر أساس فرهنگ جديد تفاهم فكرى با هم پيدا كرده ومكتبهاى نوين فكرى وفرهنگى وعرفانى خود را بنيان گذاشتهاند . اين اشاره مختصر بدان جهت رفت تا معلوم شود كه در زمينه معارف ومكاتب فلسفي اسلامى تا كنون تحقيق علمي ودقيق وبىغرضانهاى صورت نگرفته است . ومن بنده را نيز نه قدرت بررسى است ونه مجال آن . گذشته از آن اين مقدمه جاى بررسى تفصيلي اين مسأله نيست وگنجايش آن را ندارد واشاره مختصر بنده بدان تمهيد گونهاى براي ذكر موضوع ديگرى بود كه آن نيز هرچند بسيار در بارهاش سخنفرسائى شده ودر كتب ومقالات پيرامون آن مباحثى آمده است ولى هيچگاه آن موضوع بطور روشن ومبرهن در جائى بررسى نشده است . موضوع مورد نظر اختلاف وتمايز ، فلسفه ، اشراق ومشاء وتصوف وكلام است . كلمات اشراق ومشاء وهمچنين تصوف وعرفان وكلام بسيار ديده وشنيده مىشود ، ولى اين بنده در جائى نيافتم كه حد ومرز اين مكاتب در آن به وضوح ذكر شده باشد وتمايز آنها كاملا نمايانده گرديده باشد . خلاصه اين اصطلاحات پيوسته بر لسان اهلش جارى است ودر نگارشهاى آنان آمده ولى جز مشتى اصطلاحات وعبارات انشائى ومفاهيم كلى در تعريف آنها ذكر نگرديده است . البتة اين سخن بدان معنى نيست كه اين مشربها با هم متفاوت نيستند ويا اينكه در هيچ كتاب ونوشته تفاوت آنها نيامده است . بطور قطع تفاوت وامتياز اين مكتبها را مىتوان در كتابها وآثار مختلف هر گروه جاى جاى بدست آورد وليكن متفرق وپراكنده ودر بحث از مسائل مختلف وگاه بصورت ضمني بدانها أشارت رفته است . ولى هيچ جا نديدهام كه در يك فصل بخصوص تفاوت اين مكاتب واختلاف نظرهاى آنان در مسائل مختلف وأصول بنيانى اين اختلافات ذكر شده باشد . اين بنده مدتها است فكرم مشغول اين مسأله است وسعى كردهام در مطالعات