عبد الرحمن جامي

139

الدرة الفاخرة في تحقيق مذهب الصوفية والمتكلمين والحكماء المتقدمين

يكى از آن كليّات طبيعيّه است اگر موجود باشد در خارج وحال آنكه بايد حمل شود بر افراد خود چون زيد وعمرو وبكر وخالد پس يا اين است كه در هريك از آن افراد آن كلّى طبيعي موجود است يا در هيچ‌يك موجود نيست يا در كل موجود است . پس اگر در هريك از افراد موجود است شيء واحد بعينه نخواهد بود ، واگر در هيچ‌يك ، حمل بر افراد به هيچ وجه نخواهد شد . واگر در كل موجود است يا اين است كه در كلّ من حيث هو واحد موجود است يا من حيث التفرّق في الآحاد . يعنى در هر فردى جزئي از أو موجود است پس اگر بطور أوّل است حمل بر افراد نشده باشد وبنا بر ثاني أيضا حمل بر افراد نشده بلكه جزئي از أو حمل شده . پس معلوم شد كه كلّى طبيعي با اينكه شيء واحد است نشود حمل بر أشياء متعدّده شود والّا يكى از آن حالات مذكوره لازم آيد پس موجود در خارج نباشد . باختيار الشّق الاوّل . وقال معنى تحقّق الحقيقة الكلّية في افرادها ان تحقّقها « 1 » تارة متّصفة بهذا التعيّن وأخرى بذلك التعيّن . وشقّ أوّل آن بود كه كلّى طبيعي در هر فردى از افراد موجود باشد . وهذا لا يقتضي كونها أشياء كما لا يقتضي تحوّل الشّخص الواحد في أحوال مختلفة بل متباينة كونه اشخاصا . ثمّ قال : فان قلت كيف يتّصف الواحد بالذّات بالأوصاف المتضادّة كالمشرقيّة والمغربيّة والعلم والجهل وغيرها في وقت واحد . يعنى چنانچه تحوّل شخص واحد مثل فردى از افراد انسان در أحوال مختلفه بل متباينة مثل تحوّلش در صباوت وشباب وكهولت وشيخوخيّت بلكه انتقال أو از جماديّت به سوى نباتيّت واز نباتيّت به سوى حيوانيّت واز حيوانيّت به سوى انسانيّت موجب تعدّد

--> ( 1 ) در حاشية + تحقيقها