عبد الرحمن جامي
126
الدرة الفاخرة في تحقيق مذهب الصوفية والمتكلمين والحكماء المتقدمين
واحدى است كه مشترك است بين الوجودات والموجودات وافراد وجود در خارج متمايزند از يكديگر بالذّات نه بمحض اضافه ونسبت به سوى ماهيّات چنانچه مذهب متكلّمين است . واين تمايز بحسب فصول نباشد زيرا كه اگر بحسب فصول باشد لازم آيد كه وجود مطلق جنس باشد از براي آنها ووجود مطلق جنس نمىتواند بود بجهة اينكه اگر جنس باشد لازم آيد فصل مقسم مقوّم شود . يعنى در محلّ خودش ثابت ومحقّق گرديده كه احتياج جنس به سوى فصل در تحصّل ووجود است نه در تقوّم ذات وچون جنس وجود باشد لازم آيد كه احتياج وى بفصل در نفس ذاتش باشد كه وجود است پس فصلى كه موجب وجود وتحصل أو باشد مقوّم ذات وجوهر أو شود واين محال است . وحاصل مطلب اين است كه تمايز افراد در اين مقام يعنى بحسب نظر مصنّف در بادي نظر بسه وجه متصوّر است : أوّل اينكه محض اضافه به سوى ماهيّات باشد ودر اين صورت افراد متماثل ومتّفق الحقيقة خواهند بود واين باطل است ، زيرا كه اگر چنين باشد بعضي از وجودات را اولويّت نباشد به عليّت وبعضي را بمعلوليّت وحال آنكه عليّت ومعلوليّت در آنها متحقّق است . پس بايد امتيازشان در حقيقت باشد واشتراكشان نباشد مگر در مفهوم وجود كه عارض آنهاست وخارج وزائد بر حقيقتشان . چنانكه شمس وسراج دو حقيقت مختلفند واشتراكي با هم ندارند مگر در عارض نور . وهمچنين ثلج وعاج كه دو حقيقت مختلفند واشتراكي ندارند مگر در عارض بياض . وهمچنين كم وكيف كه مختلف در حقيقتند واشتراكشان نيست مگر در عرضيت . بلكه مثل جوهر وعرض كه اشتراكي ندارند مگر در امكان ووجود . دوّم آنكه اختلاف امتياز افراد وجود بفصول باشد واين هم باطل است چنانكه گذشت . بسبب انقلاب فصل مقسّم به سوى فصل مقوّم . سيم آنكه اختلافشان در حقيقت وذات باشد يعنى افراد وجود حقايقى باشند بسيطة الذّوات كه بنفس ذوات ممتازند از يكديگر واشتراكي ندارند مگر در مفهوم عام وجود ،