عبد الرحمن جامي
مقدمة 2
الدرة الفاخرة في تحقيق مذهب الصوفية والمتكلمين والحكماء المتقدمين
كه ادّعا كرد از زمان بناى سمرقند تا زمان أو هيچ كس كه برابر جامى بوده باشد از رود جيحون عبور نكرده است . در فرصت ديگرى در هرات ، منجّم دانشمند على قوشجى 9 از جامى خواست كه بعضي از مسائل دشوار نجومى را حل كند ، وجامى بىهيچ دشوارى آن مسائل را حل كرد واين مايهء رنج واندوه قوشجى شد . نخستين برخورد جامى با تصوّف در سنّ پنج سالگى أو صورت گرفت كه همراه پدرش به ديدار خواجة محمّد پارسا 10 شيخ بزرگ نقشبندى رفت كه در سر راه خود به زيارة خانهء خدا از جام مىگذشت . بعدها خود جامى توسّط سعد الدّين كاشغرى 11 به فرقهء نقشبنديّه پيوست كه نسبت روحي أو ، به ميانجيگرى نظام الدّين خاموش 12 وعلاء الدّين عطّار 13 ، به مؤسّس اين فرقه بهاء الدّين نقشبندى 14 اتّصال داشت . صوفيان ديگرى كه جامى با آنان ارتباط داشت ، اينان بودهاند : فخر الدّين لرستانى 15 ، خواجة برهان الدّين أبو النّصر پارسا 16 ، بهاء الدّين عمر 17 ، خواجة شمس الدّين محمّد كوسوئى 18 ، جلال الدّين پورانى 19 ، وشمس الدّين محمّد أسد 20 . يكى از متصوّفان كه جامى به أو ارج واحترام فراوان مىگذاشت ، دوست ومعاصر وى نصر الدّين عبيد اللّه أحرار 21 بود . با آنكه جامى بيش از چهار بار با أو ملاقاة نكرده بود ، مدّت چندين سال باب نامهنگارى 22 به صورت وسيع ميان آن دو گشوده بود وجامى در آثار شعري خود چندين بار نام أو را آورده است 23 . قسمت متأخّرتر زندگانى جامى در هرات گذشت كه در آنجا از محبّت ورعايت سلطان حسين بايقرا ، فرمانرواى تيمورى خراسان از 873 تا 911 برخوردار بود . جامى يكى از چند تن دانشمند وشاعر وهنرمندى بود كه سلطان حسين آنان را به دربار خود جلب كرده بود . ديگر از ايشان شاعر ترك مير على شير نوايى از دوستان بسيار نزديك جامى ونويسندهء زندگينامهاى براي أو به نام خمسة المتحيّرين 24 ، ودو نقّاش ، بهزاد وشاه مظفّر 25 بودند . در نيمهء ربيع الاوّل سال 877 ، جامى در سنّ 60 سالگى همراه كاروانى كه عازم