ملا محمد مهدي النراقي
مقدمة ك
جامع الأفكار وناقد الأنظار
از اين گذشته ، آنچه نگارنده در مقام انكار آن نيست ، چشمپوشى مؤلّف در مباحث پايانى كتاب از نقل انديشهها ونگرش در آنهاست ، واز اين سويه آنچه در دو نيمهء دوّم وأوّل كتاب آمده است ، با هم سازگار نمىنمايد . اين نكته را نيز مىتوان معلول عواملي چند دانست كه در بستر تاريخي آفرينش اين اثر ، بر آن تأثير گذاردهاند . نا امنى پديد آمده از فوت سلطان عصر ، بيمارى عمومى ، هجرت از وطن مألوف ، دورى از احبّه وأولاد ، و . . . - كه مصنّف خود در خاتمه به تلخى از آن ياد مىكند - ، مجموعه عواملي است كه بدون ترديد در اين سير به سوى اختصار مؤثّر بودهاند وكارگر . ديدگاههاى نراقى نيز - كه در لابلاى أوراق اين كتاب نموده شده است - ، سخت شايستهء بررسى وبازكاوى است ، واگر صاحب همّتى رسالتي در باب " فضاى ذهني وآموزههاى اساسى حكمت در انديشهء حكيم نراق « 1 » " فرآهم آورد در شناخت أو هم مفيد است وهم كارگشا . در يكى دو محور عمده ، مىتوان چنين گفت كه چهرهء نراقى از چهرهء حكيمى كه در سلك حكيمان نحلهء حكمت متعاليه وصدرائيان منخرط است ، سخت فاصله دارد . أو بمبانى حكمت مشّاء وحتّى حكمت يماني حضرت مير ، دلبستگى بيشترى دارد تا بناى رفيع حكمت متعاليه ودست آورد عظيم المنزلهء صدر فلاسفهء إلهي إيران . پاىبندى أو به آموزههائى همچون مباني حدوث دهري - كه در ميانهء اثر حاضر ، رسالهاى مبسوط در تأييد وتسجيل آن پرداخت - ونحوهء يادكرد أو از بزرگانى همچون شيخ الرئيس وميرداماد با عناوينى فاخر از سوئى وصدر المتألّهين - گاه با عنوان « بعض الفضلاء » وگاه با عنوان « العارف الشيرازي » و . . . - از سوئى ديگر ، واينكه در تمامى اين كتاب حتّى يكبار نامى از آثار اين فرزانهء عظيم إلهي
--> ( 1 ) - عنوان مقالتي است از " نراقىنامه " كه زين پيش بدان اشارتى داشتم . اگر روزى توفيق رفيق شد وارادهء حضرت حقّ - جلّ وعلا - بر طبع آن قرار گرفت ، آنچه در اين زمينه دستياب كردهام را به محضر اعلاى حكمتپژوهان اين ديار تقديم خواهم نمود .