الشيخ البهائي العاملي
29
جامع عباسى ( فارسي )
نجاست كفر دهم زوال عين يعنى بر طرف شدن نجاست مثل آنكه دهن أسب يا بعضي اعضاى آن آلوده به خون شود پس به مجرد آنكه خون بر طرف شود طاهر مىشود يازدهم مسح به طاهر واين در استنجا از غايط است كه چون مخرج را به سه سنگ يا به سه كلوخ يا به سه لته ياغير آن به شرط آنكه طاهر باشد پاك كنند مخرج طاهر مىشود دوازدهم تبعيت مثل آنكه شخصي مسلمان طفلى را از كافر حربي أسير كند آن طفل به تبعيت آن مسلمان طاهر مىشود وهمچنين شيره انگور كه چون بجوشد نجس مىشود وچون چهار دانگ آن بر طرف شود ديگ وچمچمه آن ورخت وبدن پزنده آن به تبعيت طاهر شدن آن طاهر مىشود فصل نجاسات يازده است أول بول دويم غايط به شرط آنكه اين هر دو از حيواني باشد كه گوشت آن حرام است وخون جهنده داشته باشد سيم خون از هر حيواني كه خون جهنده داشته باشد خواه گوشت آن حلال باشد وخواه حرام مگر خونى كه بعد از ذبح در اعضاى حيوان بماند به شرط آنكه در وقت ذبح خون معتاد بيرون آمده باشد پس هر خونى كه بعد از بيرون آمدن خون معتاد در اعضاى آن حيوان ( 1 ) بماند طاهر است وخوردن آن خون حلال ( 2 ) است وبعضي از فقها برآنند كه خوردن وقتي حلال است كه با گوشت باشد اما اگر از خونى كه بعد از بيرون آمدن خون ذبح بماند جمع كند خوردن آن بي گوشت حلال نيست چهارم منى از حيواني كه خون جهنده داشته باشد خواه گوشت آن حلال باشد وخواه حرام پنجم سگ غير سگ آبى كه آن طاهر است اما حرام است ششم خوك غير خوك آبى كه حكم سگ آبى دارد اگر سگى به گوسفندى بجهد وبچه از ايشان حاصل شود پس اگر به سگ شبيه باشد نجس است واگر به گوسفند شبيه است يا به هيچ حيواني شبيه نيست طاهر است اما اگر سگى به خوكى بجهد وبچه حاصل شود كه به هيچ كدام شبيه نباشد در نجس بودن آن ميانه مجتهدين خلاف است واحتياط آنست كه نجس است هفتم كافر خواه ذمي وخواه حربي وخواه أهل كتاب باشد وخواه نباشد اما قليلي از مجتهدين را مذهب آن است كه يهود ونصارى طاهرند واين مذهب ضعيف است هشتم هر چه مست كننده باشد به شرط آنكه در أصل روان باشد وشيخ ابن بابويه جايز مىداند نماز كردن جامه كه آلوده به خمر باشد وحرام مىداند نماز كردن در خانه كه در آن خمر باشد نهم شيره انگور هرگاه بجوشد ( 3 ) كه چهار دانگه آن كم نشده باشد دهم فقاع يعنى بوزه وآن نجس است اگر چه مست كننده نيست يازدهم حيواني كه بميرد به شرط آنكه در حال حيوة خون جهنده داشته باشد خواه
--> ( 1 ) مگر خون عضوى كه خوردن آن حرام است على الأحوط صدر دام ظله . ( 2 ) در غير حرام كوشد صدر دام ظله . ( 3 ) مراد از جوش غليان است كه أسفل آن اعلا واعلاى آن أسفل شود صدر دام ظله .