الشيخ البهائي العاملي

12

جامع عباسى ( فارسي )

بيست دوم غسل جهت داخل شدن مكة است بيست سيم غسل جهت داخل شدن مدينه است بيست چهارم جهت داخل شدن مسجد مدينه بيست پنجم غسل جهت داخل شدن مسجد الحرام است بيست وششم غسل جهت داخل شدن خانه كعبه است بيست وهفتم غسل جهت طلب حاجت است بيست وهشتم غسل جهت استخاره ( 1 ) كردن است بيست ونهم غسل دادن فرزندى كه در آن وقت زائيده شود سى أم غسل كردن هر گاه خواهند كه به نماز طلب باران روند سى ويكم غسل نمودن شخصي كه عمدا ترك نماز كسوف يا خسوف كرده باشد به شرط آنكه تمام قرص آفتاب يا ماه گرفته شده باشد سى ودوم اگر شخصي را از حلق كشيده باشند بدار كه أو را مصلوب گويند وشخصي بعد از سه روز به قصد ديدن أو برود وأو را به بيند سنت است كه غسل كند سى وسيم اگر شخصي مس ميت كند بعد از آنكه أو را غسل داده باشند سنت است كه غسل كند سى وچهارم اگر شخصي وزغه يعنى چلباسه را بكشد بعد از آن سنت است كه غسل كند سى وپنجم اگر شخصي غسل ناقص كرده باشد به جهت بيمارى يا به جهت ضرورت مثل جبيره يا تقيه يا ديگرى أو را بواسطة ضعف غسل داده باشد سنت است كه عذر بر طرف شود نوبت ديگر ( 2 ) غسل كند سى وششم اگر شخصي غسل رفع حدث كرده باشد وشك كند كه بعد از آن امرى كه موجب غسل باشد از أو صادر شده يا نه سنت است كه نوبت ديگر غسل كند وسى وهفتم غسل جهت رمى جمرات حج است كه بعد از اين مذكور خواهد شد سى وهشتم اگر شخصي ديوانه بوده باشد وبه هوش آيد سنت است كه غسل كند سى ونهم غسل جهت كفن كردن ميت چهلم اگر شخصي جنب بميرد سنت است كه أو را قبل از غسل ميت يا بعد از آن غسل جنابت دهند فصل سى ودو چيز در غسل معتبر است هفده واجب وپانزده امر سنت است اما آن هفده چيز كه واجب است أول آنكه مكان غسل ( 3 ) غصبى نباشد دوم آنكه آب غسل طاهر باشد سيم آنكه آب غسل مضاف نباشد مثل گلاب وغيره چهارم آنكه آب غسل غصبى نباشد اما اگر نداند كه آب غصبى است وبه آن آب غسل كند وبعد از آن ظاهر شود كه غصبى بود آن غسل صحيح است واحتياج به غسل ديگر نيست پنجم آنكه هر عضوى از اعضا طاهر باشد پيش از آنكه آب غسل بر آن برسد ششم نيت است ونيت چنين كند كه غسل واجبي مىكنم از براي مباح بودن نماز تقرب به خدا واگر بجاى مباح بودن نماز رفع حدث گويد ( 4 ) صحيح است اما به شرط آنكه زن استحاضة كثيره يا متوسطه نداشته باشد كه اگر داشته باشد به مباح بودن نماز اكتفا نمايد ورفع حدث نگويد هفتم غسل ترتيبي كند نيت را مقارن شستن جزئي از سر يا جزئي از گردن سازد واگر غسل ارتماسى كند نيت را مقارن شستن هر جزئي از اجزاى بدن كه خواهد بكند وباقي بدن را بىفاصله تابع آن كند هشتم شستن سر وگردن است

--> ( 1 ) ظاهر اين است كه استخاره كه غسل از براي أو مستحب باشد طلب خبري است كه در بعض اخبار از معصومين اخيار عليهم السلام وارد شده كه غير استخاره ديگرى است كه معروف است وآن نيز وارد است صدر دام ظله . ( 2 ) بلكه البتة نوبت ديگر غسل كردن را ترك ننمايد احتياطا صدر دام ظله . ( 3 ) ذكر فرمودن غصبى نبودن فضائى كه در آن غسل مىكنند أهم بود صدر دام ظله . ( 4 ) أحوط در رفع حدث در غسل ووضو آنست كه نيت رفع حدث كند كه چيزى كه . مستحب است براي آن وضو يا غسل به عمل آورد مثل خواندن سوره يا آية از قرآن وقصد وجوب واستحباب نكند والله العالم صدر دام ظله .