شمس الدين محمد بن احمد خفرى

71

تعليقه بر الهيات شرح تجريد ( فارسي )

دلايلى كه ذكر كرده ، همانا در عدم زيادت بقايى است كه اعمّ از سرمديت است . در نتيجه ، شرح قوشچى موافق با متن مصنّف نيست . » احتمال دارد علّت اين‌گونه استدلال كردن شارح اين باشد كه دلايلى كه بر عدم زيادت بقا دلالت مىكند ، بعينه بر عدم زيادت سرمديت نيز دلالت دارد . از اين رو ، براى موافقت با قوم ، اين دلايل را در عدم زيادت بقا جارى نمود . خفرى مىگويد : « مصنّف در بيان خود ، سرمديت را اختيار كرد ، به دليل آنكه إثبات سرمديت و إثبات عدم زيادت آن ، مستلزم إثبات بقا و إثبات عدم زيادت آن نيز مىباشد . » سپس در توضيح وجه أوّل از استدلال شارح مىگويد : « اگر اين دليل ، تامّ و كامل باشد ، جز بر عدم زيادت بر وجود دلالت نمىكند ، در حالى كه مطلوب ما اين است كه دليل مذكور ، بر عدم زيادت بر ذات دلالت كند . زيرا ما مىگوييم : بقا و سرمديت ، عبارت است از استمرار وجود انتزاعى كه مغاير با ذات است . پس به اعتبار دليل اوّلى كه شارح ذكر كرد ، هريك از اين دو ، عبارت از وجود انتزاعى مستمرّ است . بنابراين ، سرمديت و بقا ، زائد بر وجود انتزاعى كه در عقل ، زائد بر ذات است ، نمىباشد ، بلكه اگر مراد از عدم زيادت ، عدم زيادت در خارج باشد ، هرآينه اين دليل تامّ خواهد بود . 9 - إثبات توحيد واجب تعالى آخرين مسئلهء مورد بحث خفرى ، توحيد حقّ تعالى است . به اين معنا كه ذات حقّ از هرگونه شريكى مبرّاست . البتّه زمانى كه از توحيد حقّ سخن مىگوييم ، در واقع ، مقصود هم توحيد در ذات است و هم توحيد در صفات . گرچه در اين مبحث تنها توحيد در ذات مورد بحث و بررسى قرار گرفته و به مسئلهء توحيد در صفات پرداخته نشده است . خواجه در توحيد حقّ تعالى سخنى بس كوتاه و مختصر دارد . او در اين باره