شمس الدين محمد بن احمد خفرى

22

تعليقه بر الهيات شرح تجريد ( فارسي )

نيايد . و امّا پاسخ حاج ملّا هادى سبزوارى بر اين اشكال ، بنا بر آنچه از عبارت وى مستفاد مىشود ، چنين است : « موجود ما » در فرد منتشر ظهورى ندارد . زيرا خفرى « ايجاد ما » و « موجود ما » را بر دو طبيعت حمل نموده و آن دو را تعميم داده است كه دليل تعميم مذكور وجود كلمه « ما » ى ابهاميه‌اى است كه استعمال در عموم دارد و اين ابهام نسبت به هر پنج قسم وجود دارد ، نه نسبت به اشخاصى كه موجودند ، به اين معنا كه ما در فراخى از تخصيص هستيم و نيازى نيست كه كلاممان را به طبيعت يا فرد منتشر يا غير اينها تخصيص بزنيم و بگوييم كه مثلا اين ابهام فقط در اين مورد است ولى در ساير موارد نيست تا در موارد تخصيص مستلزم اشكال دور باشد ، و در ساير موارد نباشد ، در حالى كه چنين نيست . زيرا دليلى كه ارائه داديم در مورد اينكه مصنّف آن دو لفظ را بر طبيعتشان حمل نموده و وجه تعميم هم وجود كلمهء « ما » ى ابهاميه‌اى است كه دلالت بر عموم دارد ، در هريك از اقسام مذكور اقامه مىشود ؛ مانند لا به شرط غير مقيد ( - لا به شرط مقسمى ) به لابشرطيتى كه شامل فرد ، كلّى ، محسوس و معقول مىباشد ، و عموميت و سعه‌اى كه در اين لا به شرط است بيش از سعه و ارسالى است كه در لا به شرط مقيد ( - لا به شرط قسمى ) است . سبزوارى نيز به شبههء تخم‌مرغ و مرغ كه مرتبط با بحث حاضر است ، چنين پاسخ داده است : وجود تخم‌مرغ ، متوقف بر وجود مرغى است كه وجود آن مرغ متوقف بر وجود تخم‌مرغ است ، لكن نه وجود همان تخم‌مرغى كه متوقف بر وجود اين مرغ است ، بلكه بر وجود تخم‌مرغى كه متوقف بر وجود مرغ ديگرى است . غاية الامر اينكه اين فرض مواجه با تسلسل در علل مىشود ، ولى خفرى تصريح كرد بر اينكه برهان خويش فقط مبتنى بر بطلان دور است ، در حالى كه برهان وى مبتنى بر بطلان تسلسل مىباشد . پس دور ميان « وجود ما » و « ايجاد ما » محال نيست .