شمس الدين محمد بن احمد خفرى

20

تعليقه بر الهيات شرح تجريد ( فارسي )

با حفظ وحدت شخصى توقف داشته باشد . طبيعت مرسله‌اى ( - موجود ما ) كه كلّى است و ذاتا متشخّص نيست ، بر طبيعت مرسلهء ديگر ( - ايجاد ما ) توقّف دارد ، و اين طبيعت هم بر طبيعت مرسلهء أوّل توقف دارد ، و اين رشته از توقفها هم به جايى ختم نمىشود . زيرا در هر توقفى ، متوقف و متوقف عليه متفاوت مىشود . چون فرض بر طبيعت مرسله است ، به همين جهت در واقع اشكال تسلسل پيش مىآيد ، نه دور . زيرا در اين توقفها يك فرد و يك شخص واحد نيست و تنها حلقه‌هاى اين رشته با يكديگر تشابه دارند ، نه اينكه فرد واحدى باشند ، و اين تسلسل هم محال است . و وجه مغالطهء خفرى در همين جاست كه تسلسل را به منزلهء دور پنداشته و اين امر ناشى از آن است كه به جاى كلّى ، جزئى و به جاى واحد نوعى ، واحد شخصى را اخذ كرده است . » « 1 » امّا نظر حاج ملّا هادى سبزوارى دربارهء برهان مذكور : وى نيز در تأييد اشكال ملّا صدرا بر برهان خفرى وجوهى را ذكر مىكند و جارى شدن قاعدهء مذكور را به همان صورتى كه مراد مؤلف بوده ، در بحث إثبات ذات بارى نمىپذيرد . يكى از دلايل ايشان در مقام إثبات عموم قدرت حق تعالى قاعدهء « الشيء ما لم يوجد لم يوجد » مىباشد . « 2 » تقرير برهان وى چنين است : چون تحقّق « موجود ما » متوقف بر تحقّق « ايجاد ما » است و نيز مراد از « موجود ما » همان « وجود ما » است ، لذا براى آن پنج احتمال متصوّر است : « 3 » 1 . « وجود ما » فرد منتشر از « موجود ما » باشد ( - مراد از فرد منتشر ، يك فرد غير

--> ( 1 ) . ر . ك : اسفار ، ج 6 - ( إلهيات ) ، ص 36 ؛ و نيز شرح اسفار أربعة - آيت الله جوادى آملى ، ج 1 ، بخش اوّل ، ص 267 . ( 2 ) . « و الشيء لم يوجد متى لم يوجدا * و به اختيار اختيار ما بدا أى الإيجاد فرع الوجود و إذ لا وجود حقيقى للممكنات فى ذاتها - إذ الممكن من ذاته أن يكون ليس و له من علّته أن يكون ليس - فلا ايجاد حقيقى لها » شرح منظومه سبزوارى ، بخش إلهيات بالمعنى الاخصّ ، غرر فى عموم قدرته تعالى . ( 3 ) . ر . ك : بر اسفار ، ج 6 ( إلهيات ) ، ص 38 ( شيخ حاج ملّا هادى سبزوارى ) .