ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

84

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

تحمّل دردى كه وجود دارد ، به لحاظ داروى تلخى كه مىنوشد . آن گاه بر ارزش اين عمل به وسيلهء قياس مضمرى أو را توجه داده است كه صغراى آن عبارت : زيرا من نوشابه‌اى گواراتر از آن در نهايت نديده‌ام مىباشد . كلمهء حلاوة شيرينى را براي آنچه از نتيجة خوب در پى دارد ، استعاره آورده است ، وجهت شباهت آن است كه هر دو باعث لذّتند . وضمير منها در سخن امام ( ع ) به مدلول كلمه تجرّع كه همان مصدر يعنى جرعه باشد ، برمىگردد . كبراى قياس در حقيقت چنين است : وهر نوشيدنى گواراتر وشيرينتر از آن نباشد ، سزاوار نوشيدن است . از وصيّتهاى زين العابدين ( ع ) به فرزندش باقر العلوم ( ع ) است : اى پسرك من ، خشمت را نسبت به اشخاص آهسته آهسته فرو خور ، زيرا پدر تو را هيچ يك از نعمتهاى رنگارنگ به قدر بهره‌اى كه از فروخوردن خشم داشته ، خوشحال ومسرور نكرده است . ( 62420 - 62412 ) چهل ودوم : به أو امر كرده است تا نسبت به كسى كه به خشم ودرشتى با أو رفتار كرده است ، نرم باشد وبا قياس مضمرى بر خوبى اين عمل أو را توجّه داده است كه صغراى قياس اين عبارت است : زيرا ديرى نخواهد پاييد كه أو نيز با تو به نرمى رفتار كند ، يعنى به سبب نرمش ونسبت به أو ، به هنگام درشتى أو ، چنين خواهد شد . وكبراى قياس در حقيقت اين طور است : وهر كس به علّت نرمش تو نسبت به أو ، نرم شود پس سزاوار آن است كه تو نسبت به أو به نرمى رفتار كنى . از آن قبيل است اين سخن بزرگان : هرگاه برادر ديني نسبت به تو سرسنگين شد پس چه كسى بايد با وى ارتباط برقرار كند . هم‌چنين است آيهء مباركه : وَلا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي « 33 »

--> ( 33 ) سورهء فصلّت ( 41 ) قسمتى از آية ( 34 ) يعنى : هميشه بدى ديگران را به بهترين عمل پاداش ده تا همان كسى كه با تو دشمنى دارد دوستى صميمى گردد .