ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

75

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

گزيند ، زيرا دورى از آنها باعث مىشود تا در دنيا وآخرت در شمار آنها نيايد ، وروش استدلال مانند عبارت قبلي است . ( 62214 - 62207 ) هيجدهم : أو را نسبت به زشتى خوردن مال حرام هشدار داده است ، تا نهايت اجتناب ودورى را بنمايد . با نكوهشى كه در ضمن قياس مضمرى فرموده است كه صغراى آن همان جمله‌اى است كه ذكر شده است ، علّت اين كه آن زشت‌ترين نوع ستم است ، به جهت اين كه شخص ضعيف در موضع ترحّم است بنا بر اين ستمكارى نسبت به أو ، جز از دل با قساوت وروحيّه‌اى به دور از رقّت ورحمت وعدالت ، برنمىخيزد ، وديگر اين كه از طرف شخص ضعيف دفاع وجلوگيرى از آن ظلم به عمل نمىآيد ، بنا بر اين چنين ظالمي بيش از هر كسى به دور از عدالت است . وكبراى مقدّر آن نيز چنين است : وهر چه كه زشت‌ترين نوع ستم باشد ، دورى كردن از آن سزاوارتر است . ( 62221 - 62215 ) بيستم : به أو هشدار داده است كه مدارا كردن در پاره‌اى از موارد ، مانند سختگيرى ودرشتى است از آن رو كه غالبا به مصلحت زيان مىرساند وهدف را از بين مىبرد ، بنا بر اين ، به كار بستن درشتى در چنين موردى غالبا مثل مدارا كردن در جهت ارتباط با مصلحت ورسيدن به هدف است ، پس درشتى در چنان موردى بهتر از مدارا كردن است . كلمهء خرق ( درشتى ) اوّل ، وكلمه رفق ( مدارا ) در مرتبهء دوّم استعاره براي مداراى اوّل ودرشتى دوّم است ، به همان دليل مشابهت كه گفتيم ، وبه همين معنى أبو الطيّب اشاره كرده است : قرار دادن جود وبخشش به جاى شمشير به همان اندازه ، به بزرگى انسان زيانبخش است ، كه قرار دادن شمشير در جاى لطف وبخشش . ( 62228 - 62222 ) بيست ويكم : توجّه داده است كه بعضي از چيزهايى كه داراى مصلحت ظاهري است ، گاهى داراى مفسده نيز مىباشد ، با اين بيان : بسا دارويى كه خود درد است . بعلاوة ، بعضي چيزها كه مفسدهء ظاهري دارد ، گاهى همراه با