ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
73
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
ومرارة اليأس ( تلخى نوميدى ) ، تا كلمه النّاس است وكبراى قياس چنين است : وهر چه كه نيك وخير باشد ، سزاوارتر است كه انسان پايبند به آن باشد وخود را بدان آراسته كند . لفظ مرارة ( تلخى ) را بر ناراحتى ودردى اطلاق كرده است كه روح انساني به سبب نوميدى از خواستهها احساس مىكند ، از باب اطلاق اسم سبب بر مسبّب ، وهمان خود خير است از آن جهت كه لازمهء تحمّل آن تلخى ، كرامت نفس وبرى بودن آن از ذلّت وخوارى درخواست وكرنش است ، وبه همين مطلب شاعر در اين شعر خود اشاره دارد : وان كان طعم اليأس مرا فانّه * ألذو أحلى من سؤال الارازل « 29 » ( 62179 - 62171 ) يازدهم : أو را بر لزوم پايدارى در هنگام تنگى رزق ومحروميّت در صورتي كه همراه با فضيلت پاكى وآبرومندى باشد ، توجه داده است واين كه پاىبند بودن به عفاف ، از طلب ثروتى كه باعث خلاف وآلودگى شود ، بهتر است . به وسيلهء قياس مضمرى كه صغرايش عبارت مورد ذكر است وكبراى آن نيز چنين است : وهر چه كه از ثروت همراه با آلودگى وتبهكارى ، بهتر باشد ، پايبندى بدان ، از رفتن در پى چنان ثروتى بهتر است . والبتّه از آن جهت چنين است كه شغل آبرومندانه [ با در آمد كم ] موجب فضيلت وچنان ثروتى توأم با رذيلت وپستى است . روشن است كه عفاف وپاكدامنى همان حدى مىباشد كه براي نيروى شهوت ، فضيلت محسوب مىشود وآن حدى است بين دو رذيلت يكى خاموشى شهوت كه ناشى از تفريط وديگرى فسق وفجور كه ناشى از افراط است . ( 62183 - 62180 ) دوازدهم : امام ( ع ) با تمثيل به خود - به عنوان يك شخص اصلى - مخاطب خود را - فرع ، منظور نموده - وحكم بر اين كه أو خود ، رازدارتر است ، از آن رو كه
--> ( 29 ) هر چند كه طعم نااميدى تلخ است ، امّا لذّتبخشتر وشرينتر از درخواست از افراد پست است .