ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

68

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

مصدر اطلاق كرده است مانند سخن پيامبر ( ص ) : روح القدس بر دلم انداخت كه هرگز كسى نمىميرد مگر اين كه روزى خود را به تمام وكمال دريافت كرده باشد ، پس در طلب روزى بخوبى عمل كنيد . گفتار امام ( ع ) : زيرا بسى جستن . . . تا كلمه : محروم ، هشدار ومنع از فرورفتن در طلب دنيا به وسيله سه عامل است : يكى آن كه گاهى طلب دنيا به از دست دادن سرمايه منتهى مىشود ، چنان كه در زمان ما ديده شده است بازرگانى كه هفده دينار سرمايه داشته ، چندين بار با اين مبلغ به هندوستان سفر كرده است تا آن مبلغ به هفده هزار دينار رسيده است ، آن گاه تصميم گرفته مسافرت را ترك كند وبه آنچه خداوند نصيب أو ساخته است اكتفا كند . امّا نفس كشنده به سمت بديها أو را فريب داد وبه بازگشت دعوت نمود وافزون طلبي را بر أو تحميل كرد ، تا آن كه دوباره به همان سفر رفت ، دزدان در دريا أو را گرفتند وتمام موجودى أو را ستاندند وأو بىمال وسرمايه بازگشت ، واين نتيجة آزمندى نكوهش شده است . وآن در حقيقت صغراى قياس مضمر است ، وتقدير كبرايش چنين است : وهر چه منتهى به سلب مال واز دست رفتن سرمايه شود ، سزاوار حرص زدن نيست . دوم : اين گفتار است ، هر طالب روزى به روزى نمىرسد . اين سخن به عنوان مثل است كه علي بن أبي طالب ( ع ) در آن جمله به محروميّت بعضي از طالبان مال اشاره فرموده است تا أو خود را با آنان مقايسه كند ودر طلب مال حرص نورزد . سوم : عبارت ، ونه هر خوشرفتارى محروم . توجّه دادن بر تمثيل ديگرى است كه حضرت در اين سخن أو را آگاه ساخته از اين كه اعتدال در كسب وكار در بعضي از مردم ، علّت روزى آنهاست ، تا خود را با آنان مقايسه كند ودر طلب روزى به نيكى عمل كند .