ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

44

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

وَأُوتِيتَ خَيْراً مِنْهُ عَاجِلًا أَوْ آجِلًا - أَوْ صُرِفَ عَنْكَ لِمَا هُوَ خَيْرٌ لَكَ - فَلَرُبَّ أَمْرٍ قَدْ طَلَبْتَهُ فِيهِ هَلَاكُ دِينِكَ لَوْ أُوتِيتَهُ - فَلْتَكُنْ مَسْأَلَتُكَ فِيمَا يَبْقَى لَكَ جَمَالُهُ - وَيُنْفَى عَنْكَ وَبَالُهُ - فَالْمَالُ لَا يَبْقَى لَكَ وَلَا تَبْقَى لَهُ ( 61746 - 61369 ) [ لغات ] ( ارتيار ) : جستن ( طوق والطاقة ) : آنچه در توان دارى ( وبال ) : هلاكت نابودى ( كؤد ) : جايى كه بالا رفتن از آن دشوار است ( نزوع عن الذنب ) : بيرون شدن از گناه ( افضا ) : رسيدن ( بثّ ) : باز كردن ، كشف ( شآبيب ) : جمع شؤبوب ، يك نوبت بارندگى ( قنوط ) : نااميدى ( استعتاب ) : بازگشت به خرسندى . [ ترجمه ] « بدان كه راهى در پيش رو دارى ، بسيار دور وبسى سهمگين ، وتو در آن راه از نيكخواهى وتوشه بردارى به مقدارى كه تو را با سبكبارى به سر منزل برساند ، بىنياز نيستى ، پس بيش از تاب وتوانت بر پشت خود بار مكن تا از سنگينىاش آزرده نشوى وهر گاه نيازمندى را يا فتى كه توشهء تو را به سمت رستاخيز به دوش بكشد وفردا وقت نيازمندىات آن را به تو برساند ، پس أو را غنيمت شمار وبار توشه‌ات را بر دوش أو قرار ده ، وتا توان دارى كمك بيشترى به أو بكن كه شايد زماني فرا رسد كه أو را بجويى ونيابى . وهمچنين غنيمت بدان آن كسى را كه از تو وأمي بطلبد تا روز درماندگى وتنگدستىات آن را به تو باز پس دهد . وبدان كه در پيش روى تو گردنه‌اى است كه بالا رفتن از آن بس دشوار است ، ودر آنجا سبكبار از گرانبار خوشحالتر وكندرو از تندرو بد حالتر است ، ومنزلگاه تو سرانجام بهشت ويا آتش دوزخ است . بنا بر اين پيش از رسيدن بدانجا پيشقراولى براي خود بفرست وقبل از ورود ، آن منزل را آماده ساز كه پس از مرگ وسيله‌اى براي خوشحالى ميسّر نيست ، وراهى براي بازگشت كسى به دنيا وجود ندارد . وبدان آن خدايى كه تمام خزانه‌هاى آسمانها وزمين به دست اوست ، تو را