ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

27

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

است فرآهم نيامد ، پس بدان كه تو - در ورود به درياى علم وجستن آن همچون شتر چموش كه پيش روى خود را نبيند - در اشتباه وگرفتار تاريكى هستى ، وهر كسى كه چنين باشد ، أو شايستگى تحصيل أصول دين را ندارد . كلمهء مضاف به عشواء [ ناقة ] حذف شده ومضاف اليه جانشين مضاف شده است ، وصفت الخبط از آن استعاره آورده شده است به لحاظ اين كه أو بدون فرآهم آوردن همهء شرايط تحصيل وخارج از مسير خود ، در پى تحصيل دانش است . بنا بر اين أو همچون شترى كه پيش روى خود را نبيند ، در بيراهه واز مسيري جز راه مقصود حركت مىكند . همچنين كلمه الظلماء براي تشبيه به كار رفته است ، از اين جهت كه ذهن ، مانند كسى كه در تاريكى راه مىرود ، در جستجوى حق ، راه صحيح را در شبهات نمىيابد . ( 60941 - 60889 ) مقصد چهارم : أو را مأمور به توجّه ودرك وصيّت خود كرده وبه بخشي از صفات وافعال خداى متعال كه در اسناد وارتباط آنها به يك مبدأ ، احتمال تضاد ودوگانگى مىرود متوجّه ساخته ، واشاره فرموده است كه با توجه بر اين كه مبدأ همهء آنها يكى است ، تضادّى با هم ندارند . امّا آن صفات از اين قرار است ، قادر بر ميراندن است وقدرت دارد كه بميراند پس همو قادر بر حيات است وتوانايى دارد كه زنده كند از آن جهت كه عوامل مرگ وزندگى به أو منتهى مىشود . وهمچنين آفريدگار همان است كه مىميراند ، زيرا فاعل آفرينش همان است كه مرگ را مقدّر فرموده وأسباب آفرينش ومرگ به دست اوست ، بر اين دو جهت آية مباركه اشاره دارد لا إِلهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ رَبُّكُمْ « 7 » زنده مىكند ومىميراند از آن جهت كه أو آغازگر فعل زنده كردن وميراندن است وبه لحاظ اين كه أو پروردگار على الاطلاق ونخستين مالك آنهاست ، وهمچنين فانى كننده

--> ( 7 ) سوره دخان ( 44 ) آيهء ( 8 ) يعنى : أو پروردگار شما ونياكان اوليهء شماست كه زنده مىكند ومىميراند .