ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

14

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

اقدام به جهاد كند . اضافهء كلمه حقّ به جهاده از باب اضافهء صفت به موصوف از لحاظ اهميّت بيشتر صفت است . ( 60359 - 60353 ) نوزدهم : مبادا خود را در راه خدا مستحقّ ملامت گرداند . كناية از منع أو از كوتاهى در أطاعت خداست . زيرا از لوازم كوتاهى در طاعت ، استحقاق ملامت ملامتگران است . ( 60365 - 60360 ) بيستم : به خاطر رسيدن به حق در هر كجا كه باشد ، سختيها را تحمّل كند ، كلمهء « خوض » استعاره از مواجهه با سختيها وورود در آن به خاطر رسيدن به حق است . ( 60369 - 60366 ) بيست ويكم : بصيرت وبينش در دين داشته باشد واحكام شرعي ومقدّمات آنها را بياموزد . ( 60381 - 60370 ) بيست ودوم : خود را در مقابل ناملايمات به صبر واستقامت عادت دهد . وقبلا معلوم شد كه تحمّل ناملايمات فضيلتى است كه در سايهء شجاعت به دست مىآيد واز جمله صفات پسنديده است . ( 60397 - 60382 ) بيست وسوم : خود را در تمام كارها به خدا واگذارد ، اين دستوري است كه در هر كارى - چه كار دلخواه ويا كار خطرناك - توكّل وتوجّه به خدا كند ، حقيقت توكّل وآنچه لازمهء آن بود قبلا توضيح داده شد ، حضرت تا آنجا ارزش توكّل را بالا برده كه فرموده است : زيرا تو خود را در پناهگاهى امن وسدّى ارزشمند قرار مىدهى ، وكلمه كهف را استعاره از خداى تعالى آورده است به اين لحاظ كه هر كس بر أو توكّل كند ، خدا أو را كفايت مىكند واز آنچه مىترسد أو را أيمن مىدارد ، همچون غارى كه پناهندهء خود را حفظ مىكند . ( 60407 - 60398 ) بيست وچهارم : در دعا ودرخواست خود تنها پروردگارش را منظور كند . زيرا خلوص از جمله شرايط أجابت است . مرتبهء اخلاص را با اين گفتار بالا برده است : زيرا دادن وندادن ، بخشش وحرمان در دست اوست ، تا توجّه به خدا را