ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

6

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

پس اين نامه را براي تو نوشتم در حالي كه بدان پشت گرمم . چه من زنده بمانم وچه بميرم - ( اگر به آن عمل نمايى خاطرم آسوده است ) » . [ شرح ] ( 60153 - 60087 ) امام ( ع ) بين كلمات : اقبال وادبار ، آخرة ودنيا ، صنعت تقابل به كار برده است . ما قبلا به معناى پشت كردن به دنيا ورو آوردن به آخرت در شرح عبارت : الا وانّ الدنيا قد أدبرت اشاره كرديم . لفظ جموح را استعاره براي روزگار آورده است ، به لحاظ ناتوانى شخص از غلبه‌اش بر دگرگونيها وتغييرات آن ، كه چون أسب سركش از اختيارش بيرون است . « ما » ى اوّلى به معنى الّذى واحتمال دارد ماى مصدري باشد ، بنا بر معناى اوّل من براي تبيين ، وبنا بر معناى دوّم ، من براي ابتداى غايت خواهد بود . « ما » ى دوم به معناى الّذى ودر محلّ رفع است ، چون مبتداست و « فيما تبيّنت » خبر ما ، ومستظهرا حال مىباشد . محور جدايى - بر طبق آنچه حضرت بيان مىكند - اين است كه امام ( ع ) در معرض جدايى از فرزندش مىباشد وآن لحظات ، هنگام توجّه به حال خود وحال اوست تا أو را به منزلهء خود فرض كند ، ونيز حضرت [ مىخواهد به فرزندش بفهماند ] كه به وضع أو بسيار اهميت مىدهد تا بدين وسيله أو براي پذيرش وصيّت آن حضرت آماده‌تر شود . تا اينجا به منزلهء آماده‌سازى ومقدّمهء وصيّت است . سپس آن حضرت با بيان مطالبى كه ذكر شد ، نزديك شدن رحلت خود را به سوى خدا ، به أو اعلام داشته است واين كه همين امر ، - نزديكى رحلت به سوى خدا - أو را از توجّه به ماسواى أو واز مصالح مربوط به مصلحت مخلوق ونظام هستى بازداشته است . زيرا آن هنگام ، هنگامهء سختى است براي انسان وآنچه در آن وقت برايش اهمّيّت دارد همان آراستگى به فضايل وآمادگى براي ديدار با خداست و