ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

87

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

يعنى به دليل عظمت وبزرگى خدا در دل أو ، لازم است كه همه چيز ، جز حق تعالى در نظر أو كوچك وحقير باشد ، آنچه در اين استدلال منطقي بيان شده گر چه قاعدهء كلى ومطلب عمومى است ولى در حقيقت مراد ، خود حضرت است ، زيرا بزرگترين نعمت خداوند ، در دنيا خلافت مسلمين ودر آخرت هم كمالات معنوي است كه همهء آنها ، ويژهء وجود خود اوست ، بنا بر اين أو خود سزاوارترين مردم است كه جلال الهى وعظمت ربّانى قلب وروح أو را فرا گرفته باشد وبه آن سبب همه چيز جز خداوند در نظرش بىارزش وحقير نمايد . ( 51486 - 51449 ) ومن أسخف حالات الولاة . . . والكبرياء ، امام ( ع ) در اين قسمت از سخنان خود به منظور تكميل مطلب فوق ، گويا مىخواهد چنين بيان كند : كسى كه بايد همه چيز بجز ذات پروردگار در نظرش بىمقدار باشد ، سزاوار نيست كه بر خود ببالد وفخر ومباهات را دوست بدارد ، وخود را بزرگ بداند ويا حتى چنين گمانى در بارهء أو بشود ، زيرا اين دو صفت ويژهء خداوند است وهيچ كس در خور آن نيست ، ونيز نبايد چنان باشد كه أو را مانند جبّاران مورد خطاب قرار دهند وهمچون ستمگران احترام كنند ، وقد كرهت . . . در اين جمله تصريح فرموده است كه مراد از شخص مورد ذكر ، خود آن حضرت است . ( 51507 - 51487 ) ولو كنت احبّ ان يقال في ذلك ، اين سخن كه امام مقام خود را پايين آورده وامر معمولى را كه در أغلب اشخاص وجود دارد براي خود پذيرفته ولى سپس به دليل ديگرى خود را تبرئه مىفرمايد ، به اين بيان كه : اگر به فرض هم تحت تأثير لذّت‌جويى واقع شده وآن را دوست داشته‌ام ، امّا به علّت اين كه خود را كوچكتر از آن مىدانم كه متّصف به عظمت وكبريايى شوم كه ويژهء ذات حق تعالى است ، آن را ترك گفته ودوستى آن را از دلم بيرون كرده‌ام ، ودر اين فرمايش امام عليه السلام به موضوع ديگرى نيز اشاره فرموده است كه : زيادة