ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

38

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

آن را از أو نمىپذيرفتند ، واگر خود أو نيز به اشتباهش پى برده بود آن را رها مىكرد وبه آن عمل نمىكرد . 3 - أهل شبهه : سوم كسى كه چيزى را از رسول خدا شنيده كه به آن امر مىكرده ( امر موقّت بوده ) ولى بعدا كه از آن نهى كرده آن را نشنيده يا چيزى را شنيده كه حضرت از آن نهى مىكرده وبعدا كه به آن ، امر كرده نشنيده است ، بنا بر اين ، مطلب أول را كه نسخ شده به خاطر سپرده امّا به مطلب بعدى كه ناسخ آن است توجّه نكرده است واگر مىدانست كه آنچه شنيده نسخ شده است آن را ترك مىكرد واگر مسلمانان نيز هنگامى كه كلام أو را مىشنيدند ، مىدانستند كه نسخ شده است آن را از أو نمىپذيرفتند . 4 - حافظان راستگو : قسم چهارم شخصي كه به خدا ورسول أو دروغ نبسته است وبه واسطهء خوف از خدا واحترام رسول گرامىاش دروغ را دشمن مىدارد ، واز اشتباه هم مصون است ، بلكه آنچه را شنيده به درستى حفظ كرده وبدون كم وزياد نقل مىكند ، ناسخ را حفظ مىكند وبه آن عمل مىكند ومنسوخ را حفظ مىكند واز آن دورى مىگزيند ، عام وخاص ومحكم ومتشابه را شناخته وهر كدام را در جاى مناسب خود قرار مىدهد . گاهى از رسول خدا سخنانى صادر مىشده كه داراى دو وجه بوده است : يك وجه خاصّ ويك وجه عامّ ، پس كسى كه مقصود خدا وپيامبر را درك نكرده بود آن را مىشنيد وبدون شناخت معنى ومقصود وهدف از آن ، به توجيه آن سخن مىپرداخت ، واين چنين نبود كه تمام أصحاب رسول خدا از آن حضرت سؤال كنند وبراي فهميدن آن كنجكاوى كنند ، تا آنجا كه دوست مىداشتند عربى از بيابان يا غريبى از راه دور برسد واز آن حضرت چيزى سؤال كند تا آنها پاسخش را بشنوند ، امّا من هرگز چيزى به قلبم خطور نمىكرد مگر آن كه آن را مىپرسيدم وكاملا به ذهنم مىسپردم ، اين است وجوه اختلاف مردم در أحاديث واختلاف رواياتشان . »