ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
33
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
مخالف است ، آنچه را كه شرع مقدس مىپسندد وبه آن امر مىكند آن است كه انسان بايد در رابطهء با دنيا ميانهروى را پيشه كند ومتاع دنيا را در آن راه به كار گيرد كه أنبياء الهى چنان دستور دادهاند واز حدودي كه خداوند متعال به وسيلهء پيامبران خود امر كرده تجاوز نكنند ، چنان كه امام علي ( ع ) با منع كردن اين مرد از روشى كه پيش گرفته بود ، به اين مطلب اشاره فرموده است . در اين جا شارح به معرّفى روشهاى سالكان طريقت پرداخته وآنها را به دو قسم تقسيم كرده است : 1 - گروهى از آنان به بىنوايى وفقر خو گرفته وبكلّى از لذّات جهان دست برداشتهاند . 2 - دستهء ديگر كساني هستند كه عيّاشى ولذّت جويى در دنيا را پسنديدهاند . بديهي است آنچه را كه سالكان حق بين پسنديده وتمايل به فقر ودورى از دنيا پيدا كردهاند ، بر خلاف شرع نيست زيرا آنان به رموز واسرار آن آگاهى داشته ومىدانند كه اين روش از طريقهء رفاه طلبان ومترفان ، به سلامت ونجات نزديكتر است ، به علت اين كه أصولا عيّاشى ورفاه طلبي ميدان فعاليت شيطان است . سيرهء پيامبر وعلي ( ع ) وجمعى از بزرگان صحابه نيز بيشتر برگزيدن فقر وترك تجمّلات دنيا بود ، در حالي كه در سياستهاى كشورى ورعايت مصالح اجتماعي با أهل دنيا همكارى كرده واز جامعه ومردم كنارهگيرى نداشتند . ( 49836 - 49825 ) نتيجهء اعتراض عاصم بن زياد بر علي ( ع ) كه أو را از اين گونه زندگى نهى كرده بود آن است كه وى خود را در مورد ترك دنيا با آن حضرت مقايسه كرده بود وبا اين بيان اعتراض را اظهار كرد كه : حال كه مرا از ترك دنيا منع مىكنى پس خود چگونه اين روش را در پيش گرفتهاى ؟ با آن كه تو مقتدا وپيشواى من