ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
16
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
[ شرح ] ( 49314 - 49284 ) اين دو شخص ( طلحه وزبير ) أوائل كار آرزوى حكومت وخلافت در سر داشتند اما وقتي ديدند كه مردم امام عليه السلام را به اين امر برگزيدند هدف خود را عوض كرده اميد بر آن بستند كه لا أقل حضرت آنان را در بعضي از أمور حكومتى دخالت دهد وبراي آنها از بيت المال سهمى بيش از ديگران مقرر فرمايد چنان كه بعضي از پيشوايان قبل از أو مقرر داشته بودند ، به خاطر جاهطلبى كه در آنها وجود داشت تمايل داشتند كه امام موقعيت آنان را مورد توجّه قرار داده وايشان را در بسيارى از مصلحت انديشيها شركت دهد . اما چون آن بزرگ مرد قرآن وسنّت پيامبر را بناى كار خود قرار داده وتنها أو بود كه مىتوانست فروع احكام را از آن دو استخراج كند ، وهمو صاحب اسرار كتاب وسنت بود وچنان كه مىدانى بزرگان صحابه وخلفاى قبل در بسيارى از احكام به آن حضرت مراجعه مىكردند ، بنا بر اين ، در پيش آمدها نيازى به رايزنى با ديگران وتوجه به أفكار آنها نداشت . امام ( ع ) با آوردن كلمهء « يسير » : اندك چيزى كه آنها را بر آشفت وخشمگين ساخت به اين مطلب اشاره فرموده است كه : مشورت نكردن با آنها وبرابر قرار دادن آنان با ديگران در سهم بيت المال ، گر چه در نزد ايشان دردآور وسخت است ، امّا براي آن حضرت دليل ناحق بودن نابرابرى بسيار سهل وآسان است ، ومنظور از كسير ، كسى است كه حقش را ناديده گرفتهاند وبطور كامل بدو ندادهاند ، ( خود حضرت ( ع ) « 1 » ) كثير ، با « ثاء » سه نقطه ، نيز آمده است ، ودر معناى آن دو احتمال مىرود : 1 - منظور از بسيارى كه در انجام آن تأخير كردند ، أفكار ومطالبى است كه در بارهء اصلاح أمور مسلمانان ، مىبايست اظهار مىكردند واز باب دلسوزى
--> ( 1 ) كسير در نسخهاى كه شارح در اختيار داشته با سين بوده لذا اوّل به توجيه آن پرداخته وبعدا كثير با ( ث ) را عنوان روايتي ذكر فرموده است . ( مترجم )