ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
9
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
پيش از اين معلوم شد كه دادن زكات وصدقات وجز اينها ، چگونه باعث پيدايش فضايل اخلاقى وپاداشهاى اخروى در انسان مىشود ، وبر عكس بخلورزى وثروت اندوزى موجب بدبختى وشقاوت اخروى مىگردد . علت اين كه امام ( ع ) دستور مىدهد كه قدرى از ثروت دنيا را پيش از خود بفرستيد ، واز گذاشتن تمام آن براي پس از مرگ منع مىكند ، آن است كه بطور كلى محروم كردن وارثان از حق ارث جايز نيست واز طرفي ترك صدقات وندادن زكات هم حرام است . اين مطلب به طريق ديگرى نيز روايت شده كه حاصل معناى آن چنين است « 2 » . آنچه كه پيش فرستادهايد ، در واقع به قرض خدا دادهايد ، واگر هيچ نفرستيد وبراي پس از خود اندوخته كنيد بر ضرر شما ومايهء زحمت شما خواهد بود ، چنان كه خدا مىفرمايد : « مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً . . . * « 3 » » . كلمهء قرض اين جا به عنوان استعاره آمده ، ومناسبت آن ، اين است كه معمولا قرض گيرنده از كسى كه صاحب مال است درخواست قرض مىكند وبا تشكّر از أو ، در موعد مقرّر عوض آن را به صاحب مال بر مىگرداند ، لذا امام ( ع ) انفاق مال در راه خدا را به قرض دادن به خدا تشبيه كرده است زيرا خداوند بارها از مردم خواسته است كه زكات وصدقه بدهند ، واز انفاق كنندگان در راه خود سپاسگزارى فرموده وبه آنان كه صدقه مىدهند چند برابر آنچه بخشيدهاند وارزندهتر از همهء آنها كه بهرهاى ندارد بلكه زيان هم دارد ، پاداش مىدهد وچون نگهدارى ثروت وبه جاى گذاشتن آن بعد از مردن ، چنان است ، ناگزير مايهء زحمت وگرفتارى صاحب مال مىشود . وتوفيق از خداوند است .
--> ( 2 ) يكن لكم قرضا ويكن عليكم كلا . . . ( 3 ) سوره بقره ( 2 ) آية ( 244 ) يعنى : چه كسى حاضر است به خدا قرض نيكويى بدهد .