ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

5

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

خود باقي است ، مىفرمايد : « كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ » « 5 » كلمه رهنيه در مذكر ومؤنث يكسان به كار مىرود كه قبلا بيان شده است . ( 49069 - 49053 ) امّا حزنى . . . مقيم . . . ، علي ( ع ) در اين كلام غم واندوه خود را در فراق رسول خدا وزهراى مرضيّه به طريق شكوه آميز بيان مىفرمايد ، وبه دليل اين كه بارها از زبان رسول خدا مژده رفتن خودش را به بهشت شنيده بود ومىدانست كه سراى آن حضرت نيز در بهشت است ، لذا در اين عبارت كلمهء « دار » را به جاى كلمهء جنّة به معناى بهشت آورده است . ( 49091 - 49070 ) وستنبّئك انبتك . . . . الذكر ، اين جمله اشاره به شكايت امام ( ع ) از مردم ، به حضور پيامبر است كه به اعتقاد أو پس از رحلت آن حضرت ، حقّش را كه خلافت بود غصب وحق زهرا ( ع ) را كه فدك بود ظالمانه تصرف كردند ، وهر دو از حق خود دور ومحروم شدند ، علاوة بر ستمهايى كه بر خود آن حضرت رفت وسخنان ناروايى كه به أو گفتند ، با آن كه از وفات رسول خدا چيزى نگذشته بود ودستور قرآن به دوستى ذوى القربى ( خويشان پيامبر ) هنوز تازه وبراي همه معلوم بود . ( 49106 - 49092 ) والسلام عليكما . . . . ، معمولا عادت دوستان راستين چنين است كه هنگام جدا شدن از همديگر به عنوان وداع وخدا حافظي ، سلام مىگويند . ( 49117 - 49107 ) وان أقم . . . . الصابرين ، با اين سخنان ، حضرت خويش را از همانندى با كساني كه از شدّت ناراحتى بر قبور حاضر مىشوند ومىپندارند آنچه از دست رفته جبران نخواهد شد ، وصبر وبردبارى بر آن اجرى نخواهد داشت ، تبرئه مىكند . امام ( ع ) در حضور پيامبر عرض مىكند : من به آنچه خدا در مقابل مصيبتها به پيامبران وعده كرده - كه صلوات ورحمت اوست يقين دارم ، چنان كه مىفرمايد : « . . . آنها كه گفتند : ما از خدائيم وبه سوى أو باز مىگرديم رحمتهاى خدا بر آنها است وآنان هدايت يافتگانند . توفيق از خداوند است .

--> ( 5 ) سوره المدّثّر ( 74 ) آية ( 37 ) يعنى : هر نفسي در گرو عمل خويش است .