ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

33

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

برخوردار ، وأوامر الهى را فرمانبردار است ، واز حدّى كه كتاب خدا وسنن أنبيا ( ع ) براي أو ترسيم كرده‌اند پا فراتر نخواهد گذاشت . ( 19930 - 19924 ) فرموده است : وكفى بالمرء جهلا أن لا يعرف قدره . نظر به اين كه علم موجب مىشود كه انسان قدر خود را بشناسد ، ناگزير كسى كه ارزش خود را نمىداند عالم نيست ونادان است ، زيرا نقيض لازم مستلزم نقيض ملزوم مىباشد ، واين كه فرموده است : وكفى بالمرء جهلا اشاره است به شدّت وقوت جهل واين كه ناداني مستلزم سختى وعذاب است . ( 19947 - 19931 ) فرموده است : وإنّ من أبغض الرّجال . . . تا قصد السّبيل . پيش از اين شرح آن داده شده است . ( 19950 - 19948 ) فرموده است : سائرا بغير دليل . ذكر دليل در اين جا اشاره است به ائمّه هدا ( ع ) وراهنمايان به خدا ، وكتاب وسنّت نيز از جمله راهنمايانند ، براي اين كه اگر انسان در طريق راه خدا ، ودر نحوه سلوك ورفتار خود با بندگان أو ، دليل وراهنمايى نداشته باشد در زمره هلاكت يافتگان است . ( 19976 - 19951 ) فرموده است : إن دعى . . . تا آخر . امام ( ع ) واژه « حرث » را كه به معناى كشت كردن است براي كارهايى كه انسان جهت دنيا ويا آخرت خود انجام مىدهد استعاره فرموده است . وجه مشابهت ميان زرع واعمالي كه انسان براي دنيا يا آخرت خود به جا مىآورد اين است كه هر دوى آنها كسب بوده وبراي تحصيل ثواب وپاداش صورت مىگيرد . سپس از نظر اين كه انسان در كارهاى دنيا جديّت وپيشدستى ومواظبت دارد ، امام ( ع ) اعمال أو را در اين باره به آنچه بر أو واجب است تشبيه فرموده ، وكارهاى أو را براي آخرت كه همواره با قصور وتنبلى وسستى همراه است ، به آنچه از أو ساقط شده همانند فرموده است ، با اين كه سزاوار است آدمي وضعي خلاف اين داشته باشد . وتوفيق از خداوند است .