ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

31

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

است ، پيوسته در تشويش از دست دادن مطلوب ويا از ميان رفتن محبوب است . 6 - اين كه پايان قدرت ونيرومندى مردم دنيا ناتوانى وسستى است ، چنان كه خداوند متعال فرموده است : « ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَشَيْبَةً « 1 » » يكى از صلحا ونيكان در باره زهد وبىميلى به دنيا گفته است : آيا آن زندگانى كه آميخته به درد وبيمارى ، ورو به پيرى ، ومنتهى به نابودى ، ودر پى آن پشيمانى است شايستهء دلبستگى است ؟ سپس امام ( ع ) نهى مىكند از اين كه مردم به آنچه در دنيا خوشايند ودلپسند آنهاست فريفته شوند ، بدين سبب كه خوشيها ولذّات دنيا زودگذر وناپايدار است ، وآنچه براي انسان شايسته رغبت ودلبستگى است چيزى است كه پيوسته به همان گونه كه هست باقي بماند ، واز زوال وتغيير مصون باشد . اشاره آن حضرت به اين كه اندكى از اينها شما را همراهى مىكند كفن وأمثال آن است ، ( 19906 - 19874 ) سپس امام ( ع ) دعا مىكند براي كساني كه مىانديشند واز انديشه خود سود برده به وسيله آن عبرت مىگيرند ، بدين معنا كه ذهن را به آنچه حقّ وسزاوار است منتقل مىسازند كه همان وجوب ترك دنيا وكار وكوشش براي آخرت است ، واين توجّه وانتقال ذهن موجب ادراك حقّ ومشاهده با چشم باطن براي أو خواهد بود . به دنبال اين مطلب امام ( ع ) متاع موجود دنيا را به معدوم ، تشبيه فرموده است براي اين كه مردمان را گوشزد فرمايد كه آنچه موجود است بزودى معدوم خواهد شد ، وگويا وجود آن بر اثر سرعت زوال ونابودى ، همانند عدم است ، همچنين عدم حضور آخرت را در حال حاضر ، وثوابها وعقابهايى كه در آن عايد انسان مىشود ، به سبب اين كه بزودى موجود وعايد خواهد شد ، به وجود حاضر ودائم تشبيه ، وبا جمله كلّ معدود منقض پايان گرفتن عمرها را كه از روزها وساعتها ونفس بر آوردنها تشكيل شده گوشزد فرموده است .

--> ( 1 ) سوره روم ( 30 ) آية ( 54 ) يعنى : سپس بعد از نيرومندى ناتوانى وپيرى را قرار داد .