ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

26

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

امام ( ع ) در خطبه‌اى كه پس از فراغ از جنگ جمل وفتح بصره ايراد كرده به اين فتنه اشاره فرموده است ، واين خطبه‌اى است طولانى كه ما برخى از فصول آن را كه مربوط به رويدادهاى مهمّ آينده است نقل كرده‌ايم ، واز اين خطبه است آنچه مربوط به چگونگى غرق بصره است ، در هنگامى كه امام ( ع ) از ايراد اين خطبه فراغت يافت ، أحنف بن قيس به پا خاست وعرض كرد اى أمير مؤمنان اين حادثه چه زماني روى خواهد داد ؟ امام ( ع ) فرمود : اى ابا بحر تو آن زمان را درك نمىكنى وميان تو وآن قرنهاست ليكن بايد حاضران به غايبان برسانند تا اين كه به گوش برادران آنها در آن زمان برسد كه هنگامى كه مشاهده كنند آلونكها به خانه‌ها وبيشه‌زارها به كاخها تبديل شده است ، از آن جا پا به فرار گذارند ودور شوند ، زيرا در آن روز براي شما بينشى نيست ، سپس رو به سمت راست خود كرد وفرمود : ميان شما وابلّه چه مسافتى است ؟ منذر بن جارود عرض كرد پدر ومادرم فدايت باد ، چهار فرسنگ فاصله است ، امام ( ع ) فرمود : راست گفتى ، سوگند به آن كه محمّد ( ص ) را بر انگيخت وأو را به نبوّت ، گرامى وبه رسالت مخصوص داشت ، وروح أو را در بهشت برين جاى داد ، همان گونه كه شما سخن مرا مىشنويد از أو شنيدم كه فرمود : اى على آيا مىدانى ميان آن جا كه بصره ناميده مىشود ، وآن جا كه إبلّه نام دارد چهار فرسنگ است واين جا كه ابلّه گفته مىشود محلّ أصحاب قشور است ، در اين جا هفتاد هزار نفر از امّت من كشته مىشوند كه هر كدام از شهداى آنها به منزله شهداى بدر است ، منذر عرض كرد : اى أمير مؤمنان پدرم ومادرم فدايت باد چه كسى آنان را مىكشد ؟ ، فرمود : آنها را برادران جنّ به قتل مىرسانند ، واينها اقوامى هستند مانند شياطين كه رنگ پوست آنها سياه وجانهاى آنان بد بو وشرّ وبدى آنها بسيار ، وساز وبرگ آنها كم است ، خوشا به حال كسى كه آنها را بكشد ويا به دست آنها كشته شود ، در اين زمان گروهى براي پيكار با اينها به حركت در مىآيند كه در نزد گردنكشان ومتكبّران زمان زبون ، ودر روى زمين