ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
23
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
نيكوتر وبهتر است ، ومىتوان اين كلام را طبق ظواهر مدارك شرعي بر ظاهرش حمل كرد . نيز از اين خطبه است : فِتَنٌ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ - لَا تَقُومُ لَهَا قَائِمَةٌ وَلَا تُرَدُّ لَهَا رَايَةٌ - تَأْتِيكُمْ مَزْمُومَةً مَرْحُولَةً - يَحْفِزُهَا قَائِدُهَا وَيَجْهَدُهَا رَاكِبُهَا - أَهْلُهَا قَوْمٌ شَدِيدٌ كَلَبُهُمْ - قَلِيلٌ سَلَبُهُمْ - يُجَاهِدُهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ قَوْمٌ أَذِلَّةٌ عِنْدَ الْمُتَكَبِّرِينَ - فِي الْأَرْضِ مَجْهُولُونَ - وَفِي السَّمَاءِ مَعْرُوفُونَ - فَوَيْلٌ لَكِ يَا ؟ بَصْرَةُ ؟ عِنْدَ ذَلِكِ - مِنْ جَيْشٍ مِنْ نِقَمِ اللَّهِ - لَا رَهَجَ لَهُ وَلَا حَسَّ - وَسَيُبْتَلَى أَهْلُكِ بِالْمَوْتِ الْأَحْمَرِ - وَالْجُوعِ الْأَغْبَرِ ( 19807 - 19741 ) [ لغات ] ( يحفزها ) : از پشت سر آن را هل مىدهد ( أذلّه ) : جمع ذليل ، خوار ( حسّ ) : صداى آهسته ( كلب ) : شرّ وبدى ( رهج ) : غبار [ ترجمه ] « فتنهها وآشوبهايى مانند پارههاى شب ديجور پديد آيد ، كه هيچ كس را ياراى ايستادگى در برابر آنها نباشد وهيچ پرچمى نتواند در برابر آنها بر پا شود ، اين فتنهها مانند شترى كه مهار گشته وجهاز بر پشت أو انداخته شده وجلودارش آن را مىكشد وسوارهاش آن را مىدواند ، رو به سوى شما مىآورد ، دست اندركاران اين فتنهها گروهى هستند كه حرص وآز آنان زياد وساز وبرگ آنها كم است ، دستهاى كه در ديده گردنكشان خوار ودر روى زمين گمنام ، ودر آسمانها معروفند ، براي خشنودى خداوند با آنها به نبرد مىپردازند ، در اين هنگام واي بر تو اى بصره از سپاهى كه از خشم خدا پديد آيد كه نه أو را گرد وغبارى است ونه صدا وآوازى ، زود باشد كه مردم تو به مرگ سرخ وآن چنان قحطى وگرسنگى دچار شوند كه از شدّت آن رنگ