ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
17
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
گونهاى كه هر كس ايستاده است درو شود ، وآن كه افتاده است لگد كوب گردد . » [ شرح ] ( 19516 - 19505 ) مضمون اين خطبه پس از ذكر يگانگى خداوند ، بر حذر داشتن شنوندگان از نافرمانى اوست ، وهمچنين بيم دادن آنها به اين كه اخبارى را كه در باره آينده بيان مىفرمايد ، با اشاره به يكديگر تكذيب نكنند . تفسير الأوّل والآخر پيش از اين گفته شد . ( 19594 - 19529 ) فرموده است : بأوليّته وجب أن لا أوّل له . يعنى به سبب اوليّت أو لازم مىآيد كه أو را آغازى نباشد ، چون منظور امام ( ع ) از اوليّت خداوند ، اين است كه أو مبدأ همه چيزهاست ومراد آن حضرت از آخريّت أو ، اين است كه أو غايت ونهايتى است كه همه اشيا در هر حال به أو منتهى مىشود ، بنا بر اين لازم مىآيد كه براي أو اوّلى كه مبدأ هستى أو باشد ، وآخرى كه به آن منتهى ومتوقّف شود وجود نداشته باشد ، اين كه امام ( ع ) در توصيف گواهى خود بر يگانگى خداوند فرموده است كه در اين شهادت درون با برون ودل با زبان همراه است ، كناية از خلوص اين شهادت از شايبه نفاق وانكار بارى تعالى است ، سپس مردم را هشدار وپرهيز مىدهد كه با أو دشمنى نورزند ونافرمانى وى نكنند ، وسخنان أو را دروغ نشمارند ، واين سخن براي نكوهش كساني است كه چشم بصيرت آنها از ديدن فضايل آن حضرت ناتوان است ، ونيز اشاره است بر اين كه خبر دادن از حوادث آينده براي شخصيّتى مانند أو در خور امكان است ، پس از آن آنچه را مىخواهد به آگاهى مردم برساند وآنچه را پيش از اين خبر داده به پيامبر خدا ( ص ) مستند مىدارد تا شاهدي بر صدق گفتارش باشد وآن را تأكيد مىفرمايد به منزّه بودن پيامبر ( ص ) از دروغگويى در تبليغ رسالت ، وشنونده كه خود أو است در آنچه از رسول أكرم ( ص ) شنيده ونقل مىكند از دروغ مبرّاست ، وما در فصول پيش بيان كردهايم كه چگونه أمير المؤمنين ( ع ) از پيامبر أكرم ( ص ) علوم را فرا گرفته است .