ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

11

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

فرا خواند وبه مقام قدس خود رهنمون شد ، وأو را در منازل رفيع فرشتگان پاك خود جاى داد ، واژه‌هاى صادعا وناطقا وأمينا ورشيدا همه از نظر نحوى حالند ، ومنظور از پرچم حقّى كه پيامبر خدا ( ص ) پس از خود به جاى گذاشته ، كتاب خدا وسنّت اوست ، وبيان آن حضرت در پيشى گرفتن وتخلّف جستن از آن ، اشاره است به دو طرف افراط وتفريط وخروج از حدّ مطلوب استقامت وثبات ، به اين معنا كه هر كس در زير اين پرچم قرار گيرد وملازمت آن را اختيار كند ، درست در حدّ فضيلت جا گرفته است ، وكسى كه فراتر رود ، زيادة روى وافراط كرده ، ودر طلب دين راه تجاوز وغلوّ سپرده واز دين بيرون رفته است ، همان گونه كه خوارج كردند . وآن كس كه تخلّف ورزد وپيروى نكند جانب تفريط را اختيار كرده وكوتاهى ورزيده ، ودر مسير گمراهى وسرگردانى نابود شده است . واژه رايت استعاره است ، ووجه مشابهت اين است كه همان گونه كه پرچم براي پيروان آن نشانه وراهنماست ، كتاب وسنّت نيز براي رهروان راه خدا مقصد حركت ، ووسيله هدايت است ، ومنظور از « دليل » يا راهنماى اين رايت ، خود آن حضرت است كه بطور استعاره بيان شده ووجه آن اين است : همان گونه كه امام ، احكام ومسائل پنهان كتاب وسنّت را براي سالكان راه خدا بيان مىكند ، كسى كه پرچم را به دوش مىكشد نيز آن را براي پيروانش بلند مىكند تا به دنبال أو حركت كنند ، سپس اشاره به صفات اين راهنما كرده وفرموده است ، از انديشه‌هاى خود كمتر سخن مىگويد ، ودر گفتار ودستورهاى خود درنگ وتأمّل مىكند ، براي مسائل وأمور مختلف دير به پا مىخيزد مگر آن گاه كه رأى اصلح وحفظ مصلحت اقتضا كند ، وچون به پا خيزد در جهت حفظ جوانب امر ، وغنيمت شمردن فرصت شتاب مىكند ، سپس امام ( ع ) مرگ أو را يادآورى مىكند ، وجمله « ألنتم له رقابكم » ، به معناى اين است : در آن هنگام كه به فرمان أو گردن نهاده باشيد ، وعبارت « وأشرتم إليه بالأصابع » اشاره به شهرت أو در ميان مردم واحترام وتعظيم آنان از اوست ، وبا ذكر اين كلمات بيان مىفرمايد ، كه پس از آن كه