ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

7

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

است ، واژه جود در جمله : « وآخر بنفسه يجود » را براي كسى كه در حال جان دادن است استعاره آورده است « 4 » ، بدين مناسبت كه آدمي هنگام مرگ جان خود را مىدهد وتسليم مىكند ، همان گونه كه جواد يا بخشنده دارايى خود را مىبخشد ، پس از اين دستور مىدهد كه مرگ را به ياد آورند ، وآن را با آثار وصفات نفرت انگيزش توصيف مىكند كه ويران كننده لذّات وخوشيها ، وتباه كننده شهوات وأميال ، وقطع كننده آرزوها واميدهاست ، وفرموده است در آن هنگام كه به سوى كارهاى زشت مىشتابيد مرگ را به خاطر آوريد تا يادآورى آن شما را از ارتكاب اعمال ناروا باز دارد ، سپس مردم را ترغيب مىفرمايد كه رو به سوى خدا آورند واز أو كمك بخواهند تا مشمول عنايات أو شوند ولطف جميل أو را بخواهند كه توفيق دهد با مواظبت بر انجام دادن تكاليفى كه بر عهده ما گذاشته است ، نسبت به اداى حقوق واجب أو اقدام كنيم ، ونعمتهاى بىكران أو را پيوسته معترف وسپاسگزار باشيم ، وبا در نظر گرفتن جلال كبريايى أو همه چيز را از أو بدانيم ، كه توفيق نيز از اوست .

--> ( 4 ) استعاره يكى از اصطلاحات علم بيان است وعبارت از مجازى است كه به علاقة مشابهت در غير معنايى كه براي آن وضع شده است به كار برده مىشود . فرهنگ معارف اسلامى ( مترجم )